شاید زمانی که  نیکولا تسلا از این موضوع صحبت می‌کرد که در آینده ما تمام انرژی مورد نیاز خودمان را با برق تامین خواهیم کرد، خیلی‌ها  در دلشان و یا حتی آشکارا او را مورد تمسخر قرار دادند و به او خندیدند. الخصوص که در آن زمان، ادیسون بیشتر از تسلا مورد توجه قرار می‌گرفت زیرا که وی بیشتر یک تاجر کاریزماتیک بود که اختراعات زیادی را تجاری کرد و در دسترس مردم قرار داد. اما در مقابل تسلا ایده‌های بزرگتری در سر می پروراند. از قبیل؛ تولید و توزیع برق به صورت رایگان در مقیاسی بسیار بزرگ. بیایید نگاهی به اطرافمان بندازیم تا ببینیم پیش‌بینی های تسلا تا چه حد به تحقق پیوسته. خیلی زیاد، درسته؟

احتمالا وقتی صحبت از خودروی الکتریکی به میان می‌آید، اولین اسمی که به ذهن افراد می‌رسد "تسلا" باشد که این نیز طبیعی است زیرا در واقع اولین خودروی الکتریکی واقعی را کمپانی تسلا به دنیا معرفی کرد. وقتی می‌گوییم "واقعی"، یعنی خودرویی که بتوان با یک بار شارژ یا سوخت گیری، مسافت زیادی را به نسبت نمونه های مشابه قبلی با آن طی کرد و نه تنها جادار و زیبا باشد، بلکه قابلیت‌های فنی قابل رقابتی با بزرگان این صنعت داشته باشد. حتما شما هم به این نتیجه رسیده اید که نیسان لیف و شورولت بولت در تعریف کلمه‌ی خودروی واقعی نمی‌گنجند. اما سوال اساسی که این جا مطرح می شود این است که؛ آیا تسلا مدل اکس و یا جگوار آی-پیس بهترین‌ هستند؟ این در حالی است که می‌دانیم تسلا یک خودروساز نوپا است و جگوار نیز از روزگارانی که بهترین خودرو‌های جهان را می‌ساخته(اگر این روزها اصلا وجود داشتند) فاصله زیادی گرفته است.
حتما شما هم درگیر این دغدغه شده اید که؛ پس ژرمن هایی همچون مرسدس بنز، بی.ام.و، آئودی و پورشه کجا هستند؟در جواب باید بگوییم که جای دوری نرفته‌اند. همان‌طور که این کمپانی ها اولین تولید کنندگان انبوه خودرو نبوده اند، این بار نیز اولین تولید کننده خودروهای الکتریکی نیستند. اما با این وجود  شاید مثل همیشه فارق از اولین بودن، بهترین باشند.



آئودی ای ترون audi e-tron!

اگر بخواهید نام خودرو‌ها را از روی ظاهر آن‌ها به کودک دلبند خود یاد بدهید، شاید ساده‌ترین برند برای شروع آئودی باشد. در واقع روح مشترکی در تمام محصولات  این کمپانی آلمانی اصیل دمیده شده است که احتمال اشتباه گرفته شدن آن ها را با خودرو های دیگر برندها، به صفر می‌رساند. ای-ترون نیز از این قاعده مستثنی نیست. زیرا مثل باقی خودروهای دیگر این شرکت، یک آئودی تمام عیار است. در واقع بر خلاف اکثر برندها آئودی رویکرد متفاوتی برای تولید این خودروی الکتریکی داشته است. این کمپانی بر خلاف کمپانی هایی همچون تسلا و جگوار که همواره می کوشند خودرویی کاملا متفاوت نسبت  به هر آن چه که تا به حال دیده‌ایم تولید کنند، خودرویی تولید کرده که بی شباهت به دیگر خودرو های این برند نیست. شاید طراحی آئودی مانند دیگر خودروهای الکتریکی روز دنیا انقلابی نباشد اما مانند هر نسل جدید تری که از این برند میبینیم ارتقا پیدا کرده و پخته‌تر از همیشه  شده است. اگر نگاهی به تاریخ آئودی بیاندازید، می‌بینید که این ارتقای تدریجی در طی ده‌ها سال، محصولات این کمپانی را دگرگون نکرده است بلکه همان طراحی ها را از وجوه مختلف ارتقا داده و بی نقص کرده است. در واقع این همان آئودی اصیل و بی نقص همیشگی است که همه آن را می‌شناسند و انقلاب خاصی در طراحی آن اتفاق نیفتاده است.

ما با خورویی بین کیو۷ و ای۶ طرف هستیم که این بار در قلب آن به جای اکسیژن و سوخت فسیلی، لیتیوم می‌تپد. یک موتور الکتریکی برای هر اکسل که در مجموع ۳۰۰کیلو‌وات (بهتر است با ضرایب تبدیل کیلووات به اسب بخار آشنا شوید چون از این پس به عنوان استاندارد به کار می روند) قدرت را تحویل راننده می‌دهند و باتری ۹۵کیلووات ‌ساعت به وزن ۷۰۰ کیلوگرم که در کف خودرو پیچ شده است و وظیفه‌ی به حرکت درآوردن این غول ۲.۵ تنی را بر عهده دارد. مشابه کیو۷، ای-ترون نیز بر اساس پلتفرم ام‌ال‌بی اوو(MLB Evo) توسعه پیدا کرده است که البته این پلتفرم برای ای-ترون دستخوش تغییرات گسترده‌ای شده است.

طراحی خارجی و داخلی

اولین چیزی که در ظاهر این خودرو توجه را به خود جلب می‌کند این است که شما با یک آئودی تمام عیار طرف هستید. بر خلاف رویکرد جگوار که خودروی تمام الکتریکی خود را تا میزان زیادی متفاوت با سایر خودروهایش طراحی کرده است هیچ نکته‌ی عجیب غریبی در ظاهر ای-ترون به نسبت دیگر مدل‌های آئودی وجود ندارد، همان جلو پنجره‌ی بزرگ و کشیده‌، همان خطوط مینیمال و با وقار و صد البته مثل همیشه همان چراغ‌های پر جزئیات در عقب و جلوی خودرو. اما نکته‌ای که در طراحی جلوپنجره‌ی این خودرو متفاوت است این است که اکثر منافذ آن بسته هستند زیرا موتور این خودرو احتیاجی به دریافت اکسیژن برای کار کردن ندارد. البته این بسته بودن منافذ به بهبود وضعیت آیرودینامیک خودرو نیز کمک کرده‌ است که این امر نشان می دهد آئودی از هیچ تلاشی برای عملکرد بهتر آیرودینامیک این خودرو دریغ نکرده است. همچنین در این خودرو به جای آینه‌های جانبی از دو دوربین استفاده شده است که بسیار کوچک‌تر از آینه‌های معمول هستند. البته جنجال زیادی بر سر این دوربین‌ها وجود دارد. به طور مثال عده‌ی زیادی معتقتند که این دوربین‌ها مزیت خاصی نسبت به همان آینه‌های سنتی ندارند و یا این که دیدن تصویر صفحه نمایش این دوربین‌ها در داخل خودرو زیر نور آفتاب مشکل است. با همه‌ی این اوصاف باید منتظر ماند و دید سرنوشت این دوربین‌ها در آینده چه می‌شود. زیرا به نظر می‌رسد که استفاده از دوربین به جای آینه دارد به یک ترند تبدیل می‌شود در صنعت خودروسازی.

فضای داخلی نیز تفاوت چندانی با سایر آئودی‌ها ندارد. بهترین مواد سازنده و کیفیت ساخت خارق العاده شاید مثل همیشه بارزترین نکات این کابین آشنا هستند. در قسمت جلوی فضای داخلی با سه صفحه نمایش بزرگ طرف هستیم که سیستم اطلاعاتی و سرگرمی خودرو را تشکیل می‌دهند و همانطور که انتظار می‌رود از اپل کار پلی و اندروید اتو پشتیبانی می‌کند و حتی یک دستیار صوتی ابتدایی نیز دارد. مورد عجیبی که پشت فرمان این خودرو توجه شما را به خودش جلب خواهد کرد این است که دو پدال شبیه آنچه در خودرو‌های فسیلی برای تعویض دنده وجود دارد در این خودرو نیز فراهم شده که البته وظیفه‌ی کاهش و یا افزایش شدت بازیابی انرژی را به عهده دارند. که شاید بتوان عملکرد آن‌ها را به چیزی شبیه دنده معکوس در خودرو‌های فسیلی نسبت داد. اگر تاکنون خودرو‌های شاسی بلند را سوار شده باشید، حتما متوجه برآمدگی بزرگی که در میان فضای پای سرنشینان عقب وجود دارد شده اید. در واقع میل گاردان از میان این برآمدگی عبور می کند و همانطور که حدس می‌زنید، در این خودرو الکتریکی خبری از این برآمدگی نیست و فضای پای بیشتری در اختیار سرنشینان عقب قرار گرفته است. به طور کلی فضای داخلی این آئودی بسیار جادار است و همه‌ی سرنشینان همواره راحت خواهند بود.  


تجربه ی رانندگی

بر خلاف خودرو‌های معمول، خودرو‌های الکتریکی تمام نیروی موتور خود را به صورت یکجا در اختیار دارند. یک عملکرد خطی، بدون تاخیر و بدون نقص. اگرچه شاید عده‌ای این اعتقاد را داشته باشند که لذتی در تعویض دنده و همان تاخیر در شتابگیری خودروهای فسیلی هست که در عملکرد خطی خودروهای برقی نیست.  در جواب این دسته باید بگوییم شاید لذتی که در شتاب آنی خودروهای برقی هست تا حدودی این نقصان(به گمان آن‌ها) را جبران می کند. تفاوت اساسی دیگری که شاسی بلندهای برقی با نمونه های غیر برقی خود دارند این است که وجود باتری‌های حجیم و سنگین در کف خودرو باعث می‌شود مرکز جرم آن‌ها پایین باشد و عملکرد دینامیکی آن‌ها را بسیار ارتقا بدهد. ای-ترون نیز از این قاعده مستثنی نیست. وجود یک باتری ۷۰۰ کیلویی در کف این خودرو دینامیک بسیار قابل توجهی را در سر پیچ ها به ارمغان می‌آورد. ای-ترون در قلب خود دو موتور(یکی روی اکسل جلو و یکی روی اکسل عقب)دارد که موتور جلو ۱.۵ برابر موتور عقب قوی‌تر است. ای-ترون با وزن ۲۴۹۰ کیلو سنگین ترین کلاس خود است. که این امر امکان چابک ترین بودن در کلاس خود را از او می گرفته است. اما این موضوع هرگز به این معنا نیست که با خودرویی کند طرف هستیم. با فشار بر روی پدال گاز ظرف ۵.۷ ثانیه به سرعت ۱۰۰کیلومتر بر ساعت خواهید رسید و در حد نهایت سرعت شما به ۲۰۵کیلومتر در ساعت می‌رسد که به صورت الکترونیکی محدود شده است. آئودی ادعا می‌کند که این خودرو با یک بار شارژ کامل ۴۱۰کیلومتر را می‌تواند بپیماید که البته این عدد قطعا تحت تاثیر عوامل مختلفی همچون آب و هوا، عادت‌های رانندگی و نوع مسیری که در آن رانندگی می‌کنید نیز هست. گفتن این نکته خالی از لطف نیست که بگوییم فرآیند شارژ این خودرو چندان طولانی نیست و ۸۰درصد باتری آن ظرف در مدت ۳۰دقیقه شارژ مي‌شود. 



کلام آخر

بدون شک ای-ترون سریع‌ترین، خاص‌ترین و پر امکانات ترین خودروی برقی نیست و حتی از لحاظ طی مسافت با یک بار شارژ هم بهترین خودروی کلاس خود نیست. اما باید گفت که می تواند جز بهترین خودروی کلاس خود باشد. این خودرو نیز مانند دیگر خودروهای این کمپانی، تمام ظرایف و استانداردهای بینهایت سخت‌گیرانه‌ و همیشگی را داراست. از حیث قیمت نیز با پایه‌ی نزدیک به ۷۵هزار دلار، شاید کمی گران به نظر برسد اما با مقایسه این خودرو با همتاهای دیگر خود خواهیم دید که ای –ترون  از جگوار آی پیس تنها ۶ هزار دلار گران‌تر است و حتی از تسلا مدل اکس ۹هزار دلار ارزان تر است. ای-ترون یک خودروی عجیب غریب و متعلق به آینده نیست، اما شاید همان خودروی دوست داشتنی و بی نقصی باشد که افراد زیادی به دنبال هستند.

  

Audi E-Tron 2019 -شکوه طراحی و تکنولوژی