به طور معمول وقتی صحبت از خودروهای اسپرت می‌شود نام‌هایی همچون فراری، لامبورگینی، مک‌لارن و یا پورشه به میان می‌آید. در واقع هم اگر سوپر اسپرت‌های گران قیمتی همچون کونیخزگ ژسکو ، بوگاتی شیرون و یا محصولات پرچمدار و به شدت گران قیمت برندهای اروپایی نظیر مک لارن سنا، فراری ۸۱۲ و یا آونتادور اس وی جی را کنار بگذاریم می‌توانیم بگوییم بهترین خودروهای اسپرت حال حاضر دنیا لامبورگینی هوراکان پرفورمانته و فراری ۴۸۸ پیستا، مک لارن ۶۰۰ ال تی و پورشه ۹۱۱ جی تی ۳ هستند. همه‌ی این خودروها از خودروی پرچمدار برند خود ارزان تر هستند (قیمت این خودروها بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار دلار است.). البته این ارزان بودن به این معنی نیست که لذت سواری این خودروها کمتر است بلکه بر عکس با توجه به کمتر بودن قدرت این خودرو و تمرکز بیشتر سازندگان آن‌ها بر لذت سواری در واقع می‌توان گفت که این خودروها برای افراد عادی که به دنبال لذت بردن هستند و قصد ثبت رکورد ندارند گزینه‌های معقول تری هستند. 

اما با وجود این که این خودروها برای لذت بردن از سواری طراحی شده‌اند باز هم نمی‌توان گفت که آن‌ها بهترین وسیله‌ی نقلیه برای لذت بردن از رانندگی هستند چرا که کمتر کسی جرات می‌کند که پشت فرمان این خودروهای چند صد دلاری تخته گاز رانندگی کند. در واقع رانندگی پر شتاب و با سرعت بالا در این خودرو‌ها نیاز به آموزش‌های ویژه دارد. علاوه بر این با وجود این که قیمت این خودروها میلیون دلاری نیست اما باز هم این خودروها برای بخش بزرگی از جامعه خیلی گران محسوب می‌شوند. با این وجود آیا افراد معمول اجتماع نمی‌توانند از سواری خود نهایت لذت را ببرند؟ در جواب باید بگوییم که به هیچ وجه!

هنوز هم بسیاری از خودرسازان برخی از مدل‌های ارزان خود را صرفا با هدف ارائه کردن بالاترین لذت رانندگی طراحی می‌کنند. این خودروهای ارزان قیمت تلاش نمی‌کنند تا در کمتر از ۴ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت برسند و یا بتوانند در سریع ترین زمان ممکن یک دور پیست را طی کنند، تمام هدف این خودروها داشتن هندلینگ بالا و ارائه‌ي یک سواری دلچسب است. در واقع اگر دقیق تر فکر کنیم متوجه می‌شویم که شاید غرش موتور ۱۲ سیلندر فراری جذاب باشد و یا شاید حمله کردن به یک پیچ تند با یک لامبورگینی هیجان انگیز باشد اما چیزی که بیش از همه اهمیت دارد لذت بردن از سواری است، که این لذت تنها به واسطه‌ی اسب بخار بیشتر و ظاهر جذاب تر به دست نمی‌آيد.

کاری که خودروسازان در ساخت یک خودروی خوب انجام می‌دهند این است که یک مجموعه‌ی هماهنگ را بوجود می‌آورند. پیشرانه‌ی بهینه و مهندسی، جعبه دنده‌ی سریع، دیفرانسیل قابل اتکا، سیستم تعلیق دقیق، و البته یک سیستم فرمان عالی، این‌ها به همراه یک بدنه‌ی سبک فرمول ساخت یک خودروی جذاب هستند. متاسفانه این فرمول آن چنان هم پر استفاده نیست چرا که اکثر خودرسازان به بهانه‌ی کاهش هزینه‌ها از قطعات مشترکی در خودروهای مختلف استفاده می‌کنند که نتیجه‌ی آن عدم هماهنگی و البته نبود لذت رانندگی در این خودروها است. به عنوان نمونه کافی است نگاهی به خودرهای پی اس ای (پژو سیتروئن) بیاندازید. تقریبا تمامی محصولات جدید این گروه خودروساز از یک موتور ۱.۶ لیتری توربو هم استفاده می‌کنند. شاید این پیشرانه فوق العده بهینه و عالی باشد اما خیلی جالب نیست که پیشرانه‌ی پژو ۲۰۰۸ با پیشرانه‌ی دی اس ۷ یکسان باشد. اما هنوز هم کم نیستند خودرهایی که به معنای واقعی کلمه عالی باشند. فورد فیستا اس تی، گلف جی تی آی و البته مزدا میاتا (ام اکس ۵) خودرهایی هستند که از هر نظر فوق العاده هستند.

مزدا میاتا، یگانگی مرکب و راکب

مزدا میتای نسل اول در سال ۱۹۸۹ با الهام از خودروی افسانه‌ای لوتوس الان (Elan) برای اولین بار در نمایشگاه خودروی شیکاگو معرفی شد. این خودرو به زبان ساده یک ماشین موتور جلوی دیفرانسیل عقب سبک بود. در این خودرو هیچ خبری از پیشرانه‌ی بسیار قدرتمند و یا سیستم‌های پیچیده و خاص نبود چرا که تمام تلاش مزدا ساخت خودرویی مهندسی و هماهنگ بود و بی شک هم مزدا در رسیدن به هدف خود موفق بود. میاتای نسل اول یکی از بهترین خودروهای دنیا در زمینه‌ی هندلینگ به شمار می‌رفت. موتور نسخه‌ی اصلی این خودرو یک نمونه‌ی ۱.۶ لیتری بود که توانایی تولید ۱۱۵ اسب بخار و ۱۳۶ نیوتن متر گشتاور را داشت. اگر این اعداد برای یک خودروی اسپرت نا امید کننده به نظر می‌آیند باید نظر شما را به این نکته جلب کنیم که این خودرو تنها ۹۶۰ کیلوگرم وزن داشت. علاوه بر این همان طور که پیش تر اشاره کردیم همه چیز این خودرو در هماهنگی اجزای آن با یکدیگر معنا پیدا می‌کند. این خودرو با تمرکز خاص بر زبان طراحی به نام جینبا ایتای (Jinba Ittai) طراحی شده است که به معنای یکی شدن سوار کار و اسب است. با توجه به دقت این خودرو در اطاعت از فرامین راننده و همین طور مهندسی بی نظیر آن می‌توانیم بگوییم که این زبان طراحی کاملا موفق بوده است. در سال ۲۰۱۶ مزدا موفق شد تا یک میلیون دستگاه از این خودروی جذاب را به فروش برساند که این آمار فروش میاتا را به موفق ترین رودستر تاریخ تبدیل می‌کند.

میتای نسل چهارم (ND)

میاتای نسل چهارم پس از معرفی در سال ۲۰۱۴ در سال ۲۰۱۶ در دسترس خریداران خود قرار گرفت. پس از گذشت حدود ۳۰ سال که از معرفی این خودرو برای اولین بار می‌گذرد این ماشین مهندسی کماکان به تمام اصول اولیه خود پایبند مانده است. میاتای ان دی (حرف دی در مدل این خودرو اشاره به این دارد که این خودرو از نسل چهارم این مدل است ) با وجود مجهز بودن به شماری از سیستم‌های رفاهی و ایمنی هنوز هم به شدت سبک است و تنها ۹۷۵ کیلوگرم وزن دارد، هنوز هم دیفرانسل عقب و موتور جلو است و البته کماکان در هندلینگ بهترین در دنیاست. اگر بخواهیم میاتاهای تاریخ را رده بندی کنیم بی شک نسل چهارم بهترین آن‌هاست. خودروی جدید مثل همیشه بسیار سبک است چرا که مهندسان و طراحان مزدا گرم گرم از وزن آن کم کردند و به سان یک سازنده‌ی خودروی فرمول ۱ به تک تک قسمت‌های خودرو دقت کرده‌اند. 
ام اکس ۵ نسل جدید به جز نسخه‌ی سقف پارچه‌ای نسخه‌ی دیگری به نام آر اف دارد. در این نسخه‌ سقف خودرو فلزی و جمع شونده است و در قسمت انتهایی پنجره‌ی جلو هم یک ستون قرار گرفته است. هرچند اضافه شدن این جزئیات با روح مینیمال میاتا سازگار نیست اما به هر حال مزدا باید به سلیقه‌ی خریداران خود هم توجه داشته باشد.

طراحی

ام اکس ۵ هیچ وقت یک خودروی زیبا به معنای کلمه نبوده است. این خودرو همیشه از جذابیت‌هایی برخوردار بوده است اما نمی‌توان آن را یک خودروی هیجان انگیز از لحاظ طراحی نامید. نسل جدید این خودرو هم از این قاعده مستثنی نیست چرا که با وجود تغییرات فراوان کماکان این خودرو آن طور که باید چشم گیر نیست. خودروی جدید از زبان طراحی جدید مزدا استفاده می‌کند. در این خودرو خطوط سیال و حجم‌های عضلانی وجود دارد که آن را به خوبی از نسل‌های پیشین متمایز کرده است. طراحی نسل جدید میاتا در مجموع ساده تر و جذاب از نسل‌های پیشین آن است و می‌توان گفت این خودرو از نظر طراحی هم بهترین در میان نسل‌های خود است.

طراحی خارجی

در نمای جلویی این خودرو چیزی که بیش از همه توجه را به خودش جلب می‌کند حالت خشن چراغ‌های جلویی آن است. این خشونت به خوبی توانسته است این خودرو را از ظاهر خندان نسل‌ گذشته‌ی آن جدا کند. در قسمت پایینی این چراغ‌ها ورودی هوای اصلی این خودرو قرار دارد که محل قرار گرفتن پلاک را هم در خود جای داده است. در دو سمت این ورودی هوا هم مه شکن‌های این خودرو به صورتی نواری ال ای دی قرار دارند. طراحی این قسمت و کاپوت خودرو بسیار ساده و مینیمال است. کاپوت این خودرو با وجود شکل و خطوط جذابش باز هم بسیار ساده و شیک است. در واقع طراحی این نسل از طراحی شلوغ و پر جزئیات نسل پیش فاصله گرفته است و حالا بسیار ساده و البته اصیل شده است.
جذاب ترین قسمت نمای جانبی برآمدگی گلگیر عقب آن است که حالتی عضلانی به این خودرو بخشیده است. این نما هم مثل نمای جلو بسیار ساده و جذاب است.

نمای عقب این خودرو ترکیبی است از ب ام و زد ۸ و جگوار اف تایپ. البته این ترکیب جذاب به نظر می‌رسد. شاید کمی طول بکشد اما اگر زمان کافی صرف نگاه کردن به نمای عقب این کنید متوجه خواهید شد که این قسمت خودرو واقعا جذاب است.

طراحی داخلی

اتاق این خودرو بیش از هر خودروی دیگری شبیه به اتاق مزدا ۳ ۲۰۱۴ است. این اتاق کماکان فضای بسیار کمی برای قرار دادن وسایل دارد اما حالا به بسیاری از امکانات نظیر صندلی گرم شونده، سیستم ناوبری پیشرفته و دوریبن دنده عقب مجهز شده است. یکی از نکات بسیار جالب و هوشمندانه‌ی این اتاق محل قرار گرفتن اسپیکر‌های آن است. این اسپیکر‌ها در محل تکیه‌گاه سر صندلی‌ها قرار گرفته‌اند، درست کنار گوش‌های راننده. این محل قرارگیری دو مشکل اساسی را حل کرده است، اولی این که اتاق میاتا جای خاصی برای اسپیکر ندارد و دوم این که هر جای دیگری اسپیکر‌ها قرار می‌گرفتند به دلیل صدای زیاد باد هنگام رانندگی هیچ صدایی به گوش راننده نمی‌رسید.

قوای فنی

میاتا مثل همیشه با دو پیشرانه در دسترس است. پیشرانه‌ی استاندارد برای اکثر بازار‌ها همان پیشرانه‌ی سبک وزن و بسیار جذاب ۱.۵ لیتری چهار سیلندر است که ۱۲۹ اسب بخار قدرت و ۱۵۰ نیوتن متر گشتاور تولید می‌کند. این پیشرانه‌ی جذاب به راحتی دور می‌گیرد و به واسطه‌ی این موضوع و بالانس وزنی فوق العاده‌ی این خودرو، می‌توان به راحتی به هر پیچی حمله کرد. نهایت سرعت این خودرو ۲۱۰ کیلومتر بر ساعت و شتاب صفر تا ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت آن هم ۸.۲ ثانیه است. میاتا به همراه این پیشرانه و جعبه دندی دستی ۶ سرعته تمام چیزی است که یک عاشق خودرو نیاز دارد. هندلینگ این مجموعه بی نظیر است و بدون اغراق هیچ خودروی دیگری در زمینه هندلینگ نمی‌تواند به گرد پای این خودرو هم برسد. خودروهایی زیادی به قصد لذت سواری ساخته می‌شوند که از مهم‌ترین آن ها عبارتند از ب ام و زد ۴، پورشه باکستر (۷۱۸) و یا آئودی تی تی اما هیچ کدام از این رقبای تا دندان مسلح آلمانی در زمینه‌ی هندلینگ حرفی در مقابل این مزدای ۱.۵ لیتری سبک وزن ندارند.
به جز این پیشرانه ام اکس ۵ با یک پیشرانه‌ی ۲ لیتری چهار سیلندر هم قابل سفارش است. این پیشرانه قادر است تا ۱۸۱ اسب بخار قدرت و ۲۰۵ نیوتن متر گشتاور تولید کند. شاید این پیشرانه بر روی کاغذ خیلی جذاب تر از پیشرانه‌ی ۱.۵ لیتری به نظر برسد اما این پیشرانه با وزن اضافی و قدرت اضافی خود تمام آن چیزی که این خودرو در هماهنگی به دست آورده است را از بین می‌برد. این پیشرانه حدود ۴۵ کیلوگرم از موتور ۱.۵ لیتری سنگین تر است و این وزن اضافی برای این خودرو که به تک تک گرم‌های اضافی توجه کرده است به هیچ وجه قابل بخشش نیست. 
به جز جعبه دنده‌ی دستی یک نسخه‌ی ۶ سرعته‌ی خودکار هم برای این قابل انتخاب است.

کلام آخر

میاتا در یک کلمه خلاصه می‌شود و آن هم هندلینگ است. تمام تلاش مهندسان و طراحان این خودرو رسیدن به بالاترین لذت ممکن در سواری است که این موضوع در نسخه‌ی ۱.۵ لیتری بوجود آمده است. البته بازاریابان مزدا از فروش این خودرو غافل نشده‌اند و به همین دلیل هم یک نسخه‌ی ۱۸۱ اسبی و البته نسخه‌ی آر اف را هم به سبد محصولات این خودرو اضافه کرده‌اند که به هیچ وجه با نسخه‌ی اصلی قابل قیاس نیست. 

قیمت نسخه‌ی پایه‌ و جذاب میاتای ۲۰۱۹ از ۲۳ هزار دلار شروع می‌شود و برای نسخه‌ی ۲ لیتری آر اف با سقف سیاه هم این قیمت به ۳۸ هزار دلار می‌رسد. با توجه به این قیمت‌های برای مدل ۲ لیتری این خودرو از لحاظ قیمتی وارد محدوده‌ی موستانگ و کامارو می‌شود و بی شک در بازار آمریکای شمالی حرفی برای گفتن نخواهد داشت. نکته‌ی عجیب این است که این خودرو برای بازار آمریکای شمالی تنها در نسخه‌ی ۲ لیتری وجود دارد و خبری از نسخه‌ی ۱.۵ لیتری در آمریکا و کانادا نیست.