رده‌ی سدان کامپکت همواره یکی از پر فروش ترین کلاس‌ها در دنیای خودرو بوده است. هر چند که در سال‌های اخیر خریداران بیشتر به سمت‌ خودروهای بزرگ تر و کراس اوورها گرایش پیدا کرده‌اند اما کماکان این کلاس، سدان کامپکت، یکی از پر طرفدارترین کلاس‌ها است.
دینا پر است از سدان‌های کامپکتی که همگی خودروهای خوبی هستند. در واقع باید بگوییم که تمام این سدان‌های به نسبت کوچک خودروهای خوبی هستند و تقریبا هیچ کدام به نسبت دیگری برتی خاصی ندارند. حتی از نظر ظاهری نیز نمی‌توانیم این خودروها را کاملا از هم متمایز بدانیم و باید بگوییم که از این نظر هم با وجود تفاوت‌های زیاد همگی در یک سطح قرار می‌گیرند. باید بگوییم که این شباهت زیاد خودروها در این کلاس بیشتر به این دلیل است که خریداران این خودروها آن چنان به ویژگی‌های خاص و متمایز خودروی خود اهمیت نمی‌دهند و معمولا صرفا وسیله‌ای را می‌خواهند که با آن جابجا شوند. در واقع اگر یک سدان کامپکت بتواند سرنشین یا سرنشینان خود را بدون مشکل جابجا کند وظیفه‌ی خود را به درستی انجام داده است. 

مسائلی که معمولا در این رده از خودروها مد نظر تولید کنندگان و خریداران است استهلاک پایین، اتاق آرام، ایمنی بالا، مصرف سوخت پایین، سواری آرام، فضای راحت و کافی برای سرنشینان، صندوق بار جادار و کیفیت ساخت خوب است و کمتر پیش می‌آید که در این کلاس با خودرویی زیبا و چابک سرکار داشته باشیم. بهترین خودروهای این کلاس مزدا ۳، هوندا سیویک، کیا سراتو (فورته)، هیوندای الانترا، فولکس واگن جتا، نیسان سنترا، و البته تویوتا کرولا هستند. باید بگوییم که تمامی خودروهای این لیست و بسیاری از خودروهای دیگر که در این لیست نیستند مانند شورولت کروز و یا رنو مگان کمابیش دارای این ویژگی‌هایی که به آن‌ها اشاره کردیم هستند و تفاوت آن‌ها بیشتر به برند و یا ظاهر آن‌ها بر‌می‌گردد.

در کشور خودمان هم با وجود این که مردم روز به روز بیشتر به کراس اوورها گرایش پیدا می‌کنند اما کماکان پر فروش ترین خودروها سدان کامپکت هستند. خودروهایی مانند دنا، سورن، سمند، پژو پارس و پژو ۴۰۵، کیا سراتو، هیوندای الانترا و مزدا ۳ همگی از سدان‌های کامپکت بسیار محبوب تولید داخل محسوب می‌شوند. به جز این خودروهای ساخت داخل محصولاتی وارداتی همچون تویوتا کرولا، کیا سراتو جدید، هیوندای الانترا جدید، میتسوبیشی لنسر، رنو مگان، و هوندا سیویک همگی از سدان‌های کامپکت وارداتی محسوب می‌شوند که اگر شرایط خوبی برای واردات آن‌ها فراهم شود از فروش بسیار خوبی برخوردار خواهند بود. البته سدان‌های کامپکت چینی مانند جک جی ۵، فاو بسترن بی ۳۰، چری آریزو ۵ و ام وی ام ۵۵۰ هم در بازار ایران حضور دارند که کمابیش توانسته‌اند اعتماد خریداران ایرانی را جلب کنند. باید بگوییم که با وجود محبوبیت روز افزون کراس‌اوور ها در بازار داخلی کماکان سدان‌های کامپکت از محبوبیت ویژه‌ای در ایران برخوردارند.

تویوتا کرولا

بیش از نیم قرن است که محصول کوچک تویوتا، کرولا، بر روی خط تولید قرار دارد. این محصول در طی این ۵۳ سال بزرگ تر و مدرن تر شده است و به نسل دوازدهم خود رسیده است. نام این خودرو بر خلاف بسیاری از مدل‌های جدید تویوتا کماکان از همان سیستم نام گذاری قدیمی تبعیت می‌کند. کرولا یک کلمه‌ی لاتین به معنای تاج کوچک است. این خودرو یکی از پر فروش ترین خودروهای تاریخ خودروسازی است. تویوتا در سال ۲۰۱۳ موفق شد تا فروش این خودروی کوچک خوش ساخت را از مرز چهل میلیون دستگاه عبور دهد.
در کشور ما تقریبا همیشه کرولا حضور داشته است. در سال‌های اخیر اما نسل نهم، دهم و یازدهم این خودرو به ایران وارد شدند که به دلیل کیفیت ساخت بالا و استهلاک بسیار پایین مورد استقبال خوب بازار قرار گرفتند. باید بگوییم که این نسل‌های کرولا بویژه نسل یازدهم، شاید از نظر امکانات رفاهی و طراحی ظاهری کمی در مقابل رقیبان کره‌ای خود مانند کیا سراتو و هیوندای الانترا کم می‌آوردند اما هنگامی که صحبت از استهلاک پایین و عملکرد دراز مدت شود کرولا یک رقیب بسیار قدرتمند است.

کرولا نسل دوازدهم (ایی ۲۱۰) 

تویوتا در سال ۲۰۱۸ از نسل جدید کرولا رونمایی کرد. البته نسخه‌ی سدان این خودرو یک سال بعد رونمایی شد. این خودرو بر اساس پلتفرم جدید تویوتا، تی ان جی ای توسعه داده شده است که به معنای سواری بسایر بهتر است. نسل دوازدم این خودرو در نسخه‌های سدان، هاچ بک و استیشن به تولید می‌رسد. به عنوان پیشرانه‌ هم انواع و اقسام پیشرانه‌های بنزینی و البته نسخه‌ی هیبریدی هم برای این این خودرو قابل سفارش خواهد بود. مدل هیبریدی این خودرو از نظر قوای فنی تفاوت چندانی با تویوتا پریوس ندارد و به نظر می‌رسد که بالاخره تویوتا تصمیم گرفته است تا برای کسانی که ظاهر عجیب پریوس را نمی‌پسندند هم یک خودرو تولید کند. البته کرولا مانند پریوس نسخه‌ی چهار چرخ متحرک ندارد و تمامی نسخه‌های این خودرو به صورت دیفرانسیل جلو عرضه می‌شوند.

طراحی

با وجود تفاوت‌های بنیادی این خودرو با نسل پیشین و همچنین پلتفرم جدید، کرولا نسل دوازدم کماکان از نظر طراحی آن چنان جذاب نیست و جایی پایین تر از مزدا ۳ قرار می‌گیرد. طراحی این خودرو متفاوت با نسل‌های پشین است اما کماکان حرف خاصی برای گفتن ندارد و یک خودروی خسته کننده محسوب می‌شود. 
طراحی داخلی این خودرو مثل همیشه بسیار ساده است. اتاق این خودرو ساده، مجهز و کاربردی است و با وجود این که پیچیدگی و خاص بودن اتاق رقبای خود را ندارد به خوبی از پس تمام وظایف خود برمی‌آید.

طراحی خارجی

در نمای جلویی این خودرو چیزی که بیش از همه توجه بیننده را به خودش جلب می‌کند ورودی‌ هوای بسیار بزرگ آن است. ورودی هوای این خودرو به قدری بزرگ است که اگر کسی این خودرو را نشناسد ممکن است فکر کند که زیر کاپوت این خودرو یک پیشرانه‌ی ۶ سیلندر توئين توربو وجود دارد. چراغ‌های این خودرو حالتی شبیه به سلاح‌های قرون وسطی دارد. این چراغ‌های به نسبت خوش فرم و خوش گرافیک توسط یک ورودی هوای باریک و کشیده به یکدیگر وصل شده‌اند و توانسته‌اند در مجموع ظاهری مناسب را برای این نما به وجود بیاورند.در دو طرف ورودی هوای بزرگ این خودرو هم دو ورودی هوای غیر واقعی وجود دارد که چراغ‌های مه شکن جذاب این خودرو را در خود جای داده‌اند. در مجموع باید گفت که نمای جلویی این خودرو بهترین قسمت آن است و می‌تواند نمره‌ی قبولی را برای یک سدان کامپکت اقتصادی بگیرد. 
نمای جانبی این خودرو در نسخه‌ی سدان بسیار ساده است و در طول آن صرفا چند خط وجود دارد که نتوانسته‌اند از خسته کنندگی این نما بکاهند.

در نسخه‌ی هاچ بک اوضاع برای این خودرو کمی بهتر می‌شود. اما اگر این خودرو را در این نما با رقبایش مانند فولکس واگن گلف و یا سوبارو امپرزا مقایسه کنیم اوضاع بسیار متفاوت می‌شود چرا که کرولای هاچ بک به نسبت این خودروها بسیار قدیمی و ساده به نظر می‌رسد. در این نما تویوتا سعی کرده است تا به لطف خط قوس دار روی گلگیر عقب ظاهری اسپرت به این خودرو ببخشد که باید بگوییم در انجام این کار چندان موفق نبوده است.

نسخه‌ی استیشن این خودرو در نمای جانبی کشیده و شیک به نظر می‌رسد و از نظر طراحی ظاهری بهتر به نسبت نسخه‌ی سدان و هاچ بک دارد.

بی شک ضعیف ترین نمای نسخه‌ی سدان این خودرو نمای عقب آن است. این نما که بی شباهت به خودروهای فورد نیست ظاهری بسیار تکراری و خسته کننده دارد. در این نما چراغ‌های ساده‌ی این خودرو به کمک یک نوار سیاه به یکدیگر وصل می‌شوند که نمای عقب خودرو را بیش از پیش تکراری کرده است. در کل این نما در نسخه‌ی سدان بسیار بد و تکراری است.

نمای عقب نسخه‌ی هاچ بک بسیار جذاب تر است. در این نسخه چراغ‌های این قسمت شبیه به چراغ‌های جلوی خودرو طراحی شده‌اند. این چراغ‌های بهتر به همراه خطوط تیز و شکسته‌ی این نما تواسنته‌اند ظاهری متمایز برای این قسمت به ارمغان بیاورند. پایین این قسمت با رنگ سیاه رنگامیزی شده است که کمی به بهتر شدن این نما کمک کرده است. البته این قسمت تیره دو اگزوز غیر واقعی را در خود جای داده است که ضربه‌ی سنگینی به جذابیت این قسمت وارد کرده‌اند.

نمای عقبی نسخه‌ی استیشن شبیه به نسخه‌ی هاچ بک است با این تفاوت که خطوط این نما بسیار ساده تر و شیک تر هستند و خبری از قسمت سیاه و یا اگزوز غیر واقعی در آن‌ نیست.
در کل باید بگوییم که طراحی این نسل کرولا نسبت به نسل پیشین آن بهتر است اما کماکان نمی‌توانیم آن را خودرویی جذاب و زیبا بداینیم. 

طراحی داخلی

اتاق کرولای جدید تمام چیزی را که سرنشینان آن به آن احتیاج دارند را در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد، نه بیشتر، نه کمتر. 
این اتاق برای تمامی سرنشینان جادار و راحت است و از نظر کیفیت ساخت هم آن قدر خوب هست که خیال مالک آن برای مدت زمانی که از این خودرو استفاده می‌کند راحت باشد. یکی از نقاط قوت این اتاق سیستم سرگرمی و اطلاعاتی آن است که از اپل کار پلی پشتیبانی می‌کند و دستیار صوتی آمازون، الکسا، هم در آن وجود دارد. 

با وجود این که طراحی اتاق کرولای جدید بسیار ساده است اما نمی‌توان ایرادی را به آن گرفت چرا که از نظر کاربردی بودن هیچ مشکلی ندارد.
از نظر امکانات هم این خودرو به نسبت خوب عمل می‌کند. کروز کنترل تطبیقی، سیستم تشخیص عابر پیاده، سیستم حرکت بین خطوط، مانیتور نقاط کور، چراغ‌های جلویی تطبیق پذیر، سانروف، صندلی‌های اسپرت و روکش چرم فرمان امکاناتی هستند که در کامل ترین نسخه‌های این خودرو وجود خواهند داشت.

قوای فنی

پیشرانه‌های به نسبت زیادی برای این خودرو قابل سفارش خواهد بود اما مهم ترین آن‌ها موتور ۱.۸ لیتری و موتور ۲ لیتری هستند که هر دو چهار سیلندر دارند.
پیشرانه‌ی ۱.۸ لیتری این خودرو یک نسخه‌ی خطی است که می‌تواند ۱۲۱ اسب بخار نیرو و ۱۷۱ اسب بخار نیرو تولید کند. این پیشرانه همان پیشرانه‌ای است که در نسخه‌ی هیبردی این خودرو هم استفاده شده است. 
پیشرانه‌ی بعدی این خودرو یک نسخه‌ی ۲ لیتری است که می‌تواند ۱۶۹ اسب بخار نیرو و ۲۰۵ نیوتن متر گشتاور تولید کند. 
این دو پیشرانه پر فروش ترین نسخه‌ی کرولا هستند. نکته‌ی جالب درباره‌ی این دو پیشرانه تنفس طبیعی آن‌هاست که نشان از توجه بسیار بالای تویوتا به استهلاک پایین است. البته برای این خودرو نسخه‌ی توربو هم مانند پیشرانه‌ی ۱.۲ لیتری توربو هم وجود دارد.
اگر به نظر شما تنفس طبیعی بودن این خودرو نشان بی توجهی تویوتا به مصرف سوخت است باید بدانید که مصرف سوخت ترکیبی نسخه‌ی هیبریدی این خودرو ۴.۵ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر است که بسیار خوب محسوب می‌شود. مصرف سوخت نسخه‌‌های ۱.۸ لیتری و ۲ لیتری غیر هیبرید هم به صورت ترکیبی در حدود ۷.۳ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر است.

برای این خودرو چند جعبه دنده‌ی سی وی تی که بین آن‌ها نسخه‌ی الکترونیکی و نسخه‌ی به همراه یک دنده‌ی ساده در ابتدا (مانند آن چه که در لکسوس یو اکس وجود دارد) دارد هم دیده می‌شود. یک جعبه دنده‌ی دستی ۶ سرعته هم برای این خودرو قابل سفارش است.
سیستم فرمان این خودرو برقی است و سیستم تعلیق آن هم مک فرسون در جلو و چند اتصاله در عقب است.
سواری این خودرو در کل کاملا قابل پیش بینی و خوب است. نکته‌ی آزار دهنده‌ای در مورد سواری این خودرو وجود ندارد و مثل همیشه یکی از بهترین‌ها در کلاس خود است.

کلام آخر

تویوتا کرولا همواره یکی از بهترین خودروها در کلاس سدان کامپکت بوده است. هرچند که در سال‌های اخیر تمرکز تویوتا بیشتر بر روی مدل‌های پر فروش تر خود در آمریکا مانند راو ۴ بوده است اما این موضع به هیچ وجه به این معنی نیست که تویوتا خودروی بسیار خوب و کوچک خود را رها کرده است. کرولا در نسل دوازدهم خود مثل همیشه خودروی بسیار کم استهلاک و خوش ساخت است و نمی‌توان ایراد خاصی از آن گرفت. کرولا خودرویی است که می‌تواند سال‌های سال بدون هیچ مشکلی در تمامی شرایط شما را همراهی کند و هزینه‌ی تعمیر و نگهداری خاصی را هم به شما تحمیل نکند.
قیمت پایه‌ی این خودرو در حدود ۲۰ هزار دلار است. قیمت نسخه‌ی هیبری این خودرو هم از حدود ۲۳ هزار دلار شروع می‌شود که اگر هزینه‌های سوخت مربوط به نسخه‌ی غیر هیبریدی را مد نظر قرار دهیم، این خودرو به هیچ وجه گران محسوب نمی‌شود.