در دنیایی که پر شده است کراس اوورهای کوچک و بزرگ خودروسازان کمتر به طراحی یک سدان جدید رقبت نشان می‌دهند و بیشتر تمرکز خود را گذاشته‌اند بر روی طراحی شاسی بلندهای جدید تا بتوانند به فروش بیشتری دست پیدا کنند. با این اوصاف هنوز هم خودروسازانی مانند فولکس واگن هستند که یک سدان زیبا و خوب طراحی کنند تا این قسمت فراموش شده‌ی بازار را ارتقا دهند. 

آرتئون، برادر ناتنی آئودی ای ۵ اسپرت بک

۱۲ سال پیش فولکس واگن سدان سی سی را در نمایشگاه خودروی دیترویت رونمایی کرد. این خودرو که در ابتدا با نام پاسات سی سی رونمایی شده بود قرار بود نقش نسخه‌ی پریمیوم پاسات را بازی کند. نام این خودرو، سی سی، از دو کلمه‌ی کامفورت (Comfort) و کوپه (Coupe) گرفته شده است. این خودرو در واقع نسخه‌ی اسپرت تر و لوکس تر پاسات بود و به عنوان پرچمدار فولکس واگن فعالیت می‌کرد. 
از نظر طراحی این خودرو در آن زمان هم کمی شبیه به آئودی بود. شیب سقف و طراحی جسورانه‌ی این خودرو نشان از این موضوع داشت که سی سی که یک سدان خانوادگی ساده نیست. این خودرو بین سال‌های ۲۰۰۸ و ۲۰۱۷ بر روی خط تولید فولکس واگن قرار داشت تا این که فروش پایین این خودرو بالاخره فولکس واگن را مجاب کرد تا این خودرو را از روی خط تولید خارج کند.
با وجود عدم موفقیت سی سی، فولکس واگن نا امید نشده است و در سال ۲۰۱۷ یک بار دیگر با یک سدان پریمیوم پا به بازار گذاشته است. خودروی جدید آرتئون نام دارد. با این که این خودرو دقیقا در همان کلاس سی سی تولید شده است اما به نظر می‌رسد که فولکس واگن به هیچ وجه نمی‌خواسته است که آن را سی سی نسل دوم بنامد چرا که اگر این کار را می‌کرد احتمالا یاد و خاطره‌ی آن خودروی ناموفق را دوباره زنده می‌کرد. البته این خودرو در برخی از بازرها مانند بازار چین با نام سی سی شناخته می‌شود. طبق ادعای فولکس واگن آرتئون در رده‌ای بالاتر به نسبت سی سی قرار می‌گیرد چرا که این خودرو لوکس تر و جذاب تر از نسل پیشین خود است.

فولکس واگن در حالی یک سدان دیگر به سبد محصولات خود اضافه کرده است که تنها ۲ شاسی بلند را در بازار آمریکای شمالی دارد. در حالکه فولکس واگن تنها اتلس و تیگوان را در این بازار دارد تویوتا با شش شاسی بلند  سی اچ آر، راو ۴، هایلندر، ۴ رانر، سکویا و لند کروزر در بازار آمریکا حکمرانی می‌کند. به جز تویوتا سایر خودروسازان بزرگی همچون هوندا و نیسان هم در سبد محصولات خود به ترتیب پنج و شش شاسی بلند دارند. نیسان با کیکس، روگ اسپرت، روگ، مورانو، پثفایندر، و آرمادا و هوندا هم با اچ آر وی، سی آر وی، پایلت و پاسپورت در این بازار حضور دارند. 

با تمام این تفاسیر چندان منطقی به نظر نمی‌رسد که فولکس واگن بخواهد با یک سدان پریمیوم که از نظر قیمتی وارد قلمروی ب ام و، آئودی و مرسدس بنز شده است بخواهد به فروش بالایی دست پیدا کند چرا که در وحله‌ی اول مردم در این روزها کمتر به دنبال خریدن یک سدان هستند و اگر هم بخواهند یک سدان پریمیوم بخرند خیلی منطقی تر است که سراغ آلمانی‌هایی همچمون ب ام و سری ۴ گرند کوپه، آئودی ای ۵ اسپرت بک و یا مرسدس سی کلاس بروند.
با اضافه شدن آرتئون بار دیگر تعداد سدان‌های فولکس واگن به ۳ رسیده است. در حال حاضر به جز آرتئون، جتا و پاسات بر روی خط تولید فولکس واگن قرار دارند.

طراحی، تنها برگ برنده

اگر بخواهیم درباره‌ی این خودرو صحبت کنیم حرف‌هایمان همراه با انبوهی از شک و تردید درباره‌ی موفقیت این خودرو در بازار خواهد بود. اما اگر بحث فروش و برند این خودرو را کنار بگذاریم باید بگوییم که طراحی این خودرو کاملا متفاوت و در یک کلام بی نظیر است. فوق العاده بودن طراحی این خودرو به هیچ وجه به این معنی نیست که طراحی سایر آلمانی‌‌های رده بالا در این کلاس طراحی خوبی ندارند بلکه به این معنی است که طراحی این خودرو بسیار متفاوت و خوب است. این طراحی پیچیده و پر جزئیات است و در نگاه اول هم می‌تواند نظر بینندگان خود را جلب کند. البته بر خلاف بسیاری از خودروهای غیر اصیل مانند خودروهای چینی این طراحی فقط در نگاه اول جذاب نیست بلکه به مرور زمان هم می‌تواند جذابیت خود را به خوبی حفظ کند چرا که شبیه هیچ خودروی دیگری نیست و به معنای کلمه خودرویی اصیل و جذاب است.
همه‌ی خودروهای فولکس واگن از طراحی ساده و اصیلی برخوردارند اما تمامی آن‌ها فاقد جذابیت هستند. در واقع هیچ کدام از خودروهای فولکس واگن را نمی‌توانیم به معنای کلمه جذاب و خاص بداینم اما حساب کار این خودرو از باقی خودروهای غول بزرگ آلمانی جداست. آرتئون شاهکار فولکس واگن است که بدون شابهت به آئودی‌ها زیباست و امیدواریم اثرات این طراحی عالی را به زودی در سایر محصولات فولکس واگن هم مشاهده کنیم.

طراحی خارجی

نمای جلویی این خودرو جشنواره‌ای است از خطوط افقی. در قسمت بالایی این نما شش نوار کرومی قرار دارند. دو نوار بالایی هنگامی که به سمت بیرون حرکت می‌کنند کمی رو به بالا متمایل می‌شوند و چراغ‌های خودرو را بوجود می‌آورند. طراحان فولکس واگن با این ترفند ماهرانه توانسته‌اند به خوبی ورودی‌های هوا را با چراغ‌ها یکپارچه کنند. این یکپارچگی به حدی با ظرافت انجام شده است که به سختی می‌توان پایان ورودی هوا و شروع چراغ‌ها را تشخیص داد. در قسمت بالایی این ورودی هوای یک زائده‌ی کوچک از کاپوت خودرو به سمت پایین حرکت کرده است که به جذابیت این نما افزوده است. در پایین این ورودی هوا یک ورودی هوای سه تکه وجود دارد که در هماهنگی کامل با سایر قسمت‌های این نما قرار دارد. بر روی کاپوت این خودرو شش خط تیز وجود دارد که به خوبی توانسته است عظمت طراحی این خودرو را به رخ بکشد.

در نمای جانبی اولین چیزی که توجه بیننده را به خودش جلب می‌کند فست بک بودن این خودرو است. این طراحی به خوبی می‌تواند شکل آئودی ای ۵ اسپرت بک فوق العاده را در ذهن تداعی کند. این قسمت خودرو هم درست مانند سایر قسمت‌های خودرو پر است از جزئیات. از خطوط تیز و کرومی گرفته تا حجم‌ها همه و همه نشان دهنده‌ی این موضوع هستند که با خودرویی رده بالا طرف هستیم.



نمای عقب این خودرو با شکوه و لوکس است. در این نما بر خلاف ترند حال حاضر صنعت خودروسازی چراغ‌ها به یکدیگر متصل نیستند. چراغ‌های عقبی ساده و مستطیلی هستند و به خوبی توانسته‌اند خود را با شخصیت این خودرو هماهنگ کنند. در سپر این خودرو هم اگزوزهای دوگانه‌ی آن قرار دارند که ظاهر آن‌ها با چراغ‌های هشدار و چراغ‌های اصلی و سایر المان‌های این قسمت هماهنگ است. مثل سایر خودروهای فولکس واگن در این نما خبری از دوربین و دستگیره‌ی صندوق عقب نیست و هر دوی آن‌ها در داخل لوگوی فولکس واگن پنهان شده‌اند. با فشار دادن این لوگو می‌توان در صندوق عقب را باز کرد و در هنگامی که خودرو در دنده‌ی عقب قرار می‌گیرد هم این لوگو به صورت خودکار کمی دوران می‌کند و دوربین خودرو از زیر آن بیرون می‌آید.

طراحی این خودرو و به خصوص نمای جلویی آن به دور از سادگی است. این طراحی پر است از جزئیات جذاب و خیره کننده به طوری که می‌تواند نظر شما را درباره‌ی یک فولکس واگن عوض کند.

طراحی داخلی

اتاق آرتئون مانند همه‌ی فولکس واگن‌ها بسیار خوش ساخت و با کیفیت است. 
روی داشبورد این خودرو کانال سیستم تهویه مطبوع به صورت یکپارچه طراحی شده است و فقط ساعت آنالوگ خودرو در قسمت میانی آن قرار گرفته است. البته در تمام طول این قسمت کانال هوا وجود ندارد. فرمان این خودرو دی شکل است و در پشت آن به جای دورشمارهای آنالوگ یک صفحه نمایش قرار دارد که قابلیت‌های شخصی سازی قابل قبولی دارد. نکته‌ی عجیب درباره‌ی این صفحه نمایش اسن است که قسمت‌هایی از آن ثابت هستند و قابلیت شخصی سازی برای آن وجود ندارد. سانروف این خوردو مانند آئودی‌ها این قابلیت‌ را دارد که باز باشد و کماکان نور آفتاب به خاطر پرده به اتاق نفوذ نکند. 

از نظر جادار بودن هم این خودرو با وجود این که فست بک است هیچ کم و کاستی ندارد و فضای پا و سر سرنشینان عقب عالی است. با توجه به هاچ بک بودن این خودرو فضای بار آن هم بسیار عالی و بزرگ است. از نظر امکانات هم این خودرو به دلیل داشتن امکاناتی همچون دوربین ۳۶۰ درجه با قابلیت انتخاب دوربین و زوم، اپل کارپلی و اندروید اتو، سیستم پارک اتوماتیک و انبوهی از امکانات رفاهی و ایمنی دیگر در مقابل رقبای خود مشکلی ندارد.

قوای فنی

قوی ترین نسخه‌ی آرتئون یک موتور ۲ لیتری توربو را در قلب خود دارد. این پیشرانه قادر است تا ۲۷۶ اسب بخار نیرو و ۳۵۰ نیوتن متر گشتاور تولید کند. این میزان از نیرو قادر است تا این خودرو را ظرف ۵.۶ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت برساند.
این خودرو با جعبه دنده‌های ۶ سرعته‌ی دستی، ۷ سرعته دو کلاچه (دی اس جی) خودکار و ۸ سرعته‌ی خودکار قابل سفارش است. البته جعبه دنده‌ی ۸ سرعته تنها برای بازار آمریکا قابل سفارش است. همچنین سیستم چهار چرخ متحرک فولکس واگن، فور موشن، هم برای این خودرو قابل سفارش است.
پش از این که درباره‌ی سواری و سایر پیشرانه‌های این خودرو صحبت کنیم باید بگوییم که قوی ترین پیشرانه‌ی این خودرو هم به عنوان یک خودروی پریمیوم حرف خاصی برای گفتن ندارد. اگر نگاهی به رقبای این خودرو مانند ب ام و سری ۴ گرن کوپه، آئودی اس ۵ اسپرت بک و یا مرسدس سی کلاس بیاندازیم متوجه می‌شویم که ضعیف ترین نسخه‌های این خودرو قدرتی در همین حدود دارند. با این حساب این خودرو چطور می‌تواند رقیب آن‌ها محسوب شود و با آن‌ها رقبات کند. این موضوع به هیچ وجه به این معنی نیست که ۲۷۰ اسب بخار قدرت کمی است اما این خودرو در کلاسی تولید می‌شود که به صورت میانگین خودروها بیش از ۳۰۰ اسب بخار نیرو دارند و بیشینه‌ی اسب بخار این خودرو کمتر از ۳۰۰ اسب است. حتی کیا استینگر و جنسیس جی ۷۰ هم که در این کلاس تولید می‌شوند دارای پیشرانه‌های قدرتمندی هستند که بیش از ۳۰۰ اسب بخار نیرو تولید می‌کنند. بی شک پاشنه‌ی آشیل این خودرو پیشرانه‌ی آن است. با وجود این که این خودرو بسیار کاربردی است، بسیار زیباست و کیفیت ساختی عالی دارد اما یکی از مهم ترین ویژگی‌های خودروهای این کلاس نیروی بالای پیشرانه‌ی آن‌هاست.
در واقع فولکس واگن چاره‌ای جز ضعیف ساخت این خودرو نداشته است چرا که اگر این خودرو را قوی تر می‌کرد وارد قلمروی آئودی، زیر مجموعه‌ی خود، می‌شد و مجبور می‌شد خودش با خودش رقابت کند. 
به جز پیشرانه‌ی ۲۷۰ اسبی بنزینی ۳ پیشرانه‌ی دیگر که بنزینی و دیزلی هستند هم برای این خودرو قابل سفارش است که همگی قدرتی به مراتب کمتر از ۲۷۰ اسب تولید می‌کنند. 
سواری این خودرو در سطحی پایین تر به نسبت رقبای آلمانی بزرگ خود قرار دارد و هیجان آن‌ها را ندارد. البته این موضوع به معنای مشکل داشتن خودرو در این زمینه نیست چرا که آرتئون در مجموع چالاک، نرم و بی صدا است اما اگر ب ام و ام ۳ را معیار سواری در این کلاس بدانیم باید بگوییم که این خودرو از نظر هیجان و لذت سواری فاصله‌ی زیادی با این خودرو دارد.

کلام آخر

آرتئون یک سدان زیبا و جذاب است. بی شک این خودرو از نظر پیشرانه درای مشکلاتی اساسی است چرا که با وجود نداشتن قدرت کافی به هیچ وجه منطقی نیست که قدرت بیشتری داشته باشد. تنها برگ برنده‌ی این خودرو می‌توان این موضوع باشد که ظاهری زیبا دارد و کیفیت ساخت آن بسیار خوب است اما به محض این که ویژگی‌هایی همچون سواری هیجان انگیز و یا برند لوکس مطرح شود این خودرو هیچ حرفی برای گفتن نخواهد داشت
قیمت مدل پایه‌ی آرتئون ۳۶ هزار دلار است و این قیمت برای نسخه‌ی آر لاین از ۴۸ هزار دلار شروع می‌شود. همان طور که مشخص است این خودرو آن چنان هم قیمت پایینی ندارد و خیلی بعید به نظر می‌رسد که با این قیمت بتواند در مقابل رقبای لوکس و تا دندان مسلح خود به موفقیتی برسد.