آیا ایران شرایط لازم برای وارد کردن خودروهای برقی را دارد؟

بازار خودروی ایران وارد فاز جدیدی شده و آن، وارد کردن خودروهای هیبریدی یا دو نیرویی به کشور است. این درحالی است که هم‌چنان هیچ تدبیری برای فاز اجرایی این پروژه عظیم اندیشیده نشده است و حتی زیرساخت‌های کافی نیز برای عملی کردن آن وجود ندارد، اگرچه ممکن است اجرای چنین طرحی در کشوری چون ایران، انقلابی در صنعت خودرو ایجاد کند. همچنان که شاهد هستیم دهکده جهانی در تلاش است محصولات هیبریدی را جایگزین معادل‌های فسیلی کنند و هدف از این روند نیز کاهش سوخت‌های فسیلی و خلاص کردن بشریت و کره خاکی از آلودگی هوا است. با این حال گویا کشور ایران در این پروژه جهانی نقش بسیار کم‌رنگی دارد چرا که تجربه نشان داده است شرایط لازم برای اجرای چنین طرح عظیمی در ایران وجود ندارد. نمونه بارز آن نیمه‌کاره رها شدن پروژه‌ی خودروهای دوگانه‌سوز است که موفقیت چشمگیری نداشته است. پروژه‌ای که بسیاری از دستگاه‌های اجرایی را درگیر خود کرد اما در نهایت بهره‌ای در پی نداشت. شروع این روند با تولید خودروهای دوگانه‌سوز بود؛ خودروهایی که علاوه بر بنزین از سوخت گاز نیز بهره می‌بردند. دلیل اجرای این طرح شروع مرحله ابتدایی هدفمندسازی یارانه‌ها و همچنین کاهش مصرف سوخت بود. علی‌رغم بسیج شدن و همکاری سازمان‌های مختلف، ناموفق بودن این طرح عظیم دلایل متعددی داشت که تنها یکی از آن‌ها فراهم نکردن زیرساخت‌های کافی بود.
با وجود اینکه ایران جزو کشورهای نفت خیز به شمار می‌آید، اما خودروهای دوگانه‌سوز هرگز توان رسیدن به سر منزل مقصود را نداشتند و با گذر زمان حجم تقاضا برای استفاده از سوخت گاز کاهش پیدا کرد. هرچند که در ابتدا به دلیل افزایش نرخ بنزین این تقاضا رشد بسیار خوبی داشت اما وجود اشکالات فراوان در به وجود آوردن زیرساخت‌ها و همچنین مشکلات فنی خودروهای داخلی، طولی نکشید که عطش استفاده از آن فروکش کرد. اغلب صاحبان خودروهای دوگانه سوز از خريد محصولات گازسوز خود كه همزمان با تصميم دولت نهم و برای بهينه سازی و صرفه جويی مصرف سوخت كشور پا به عرصه وجود گذاشتند، كماكان ابراز نارضايتی می‌كنند. مهم‌ترين دليل آن نيز اتلاف وقت بسيار، کمبود جایگاه‌های سوخت‌گیری، افت توان خودروها و همچنین بروز حوادث ناگوار است  که مشتریان خودروهای دوگانه سوز با آنها روبه‌رو بوده و هستند و باعث ایجاد نارضایتی آنها شده است.
جدای از مشکلات فنی دوگانه سوزها، مالكان این خودروها برای خريد اين محصولات و استفاده از مزيت مصرف گاز بهايی بيش از خودروهای صرفا بنزين سوز می‌پردازند، اما با گذشت چند سال از اجرای قانون تبصره 13 و به عبارت جديدتر مديريت حمل و نقل و مصرف سوخت و تشكيل ستاد ويژه برای آن، مشكل دارندگان خودروهای دوگانه سوز برای تامين سوخت دوم و فارغ از محدوديت سهميه ‌بندی به قوت خود باقی است، زيرا در حالی كه تعداد خودروهای دوگانه‌سوز كشور به يک ميليون و 500 هزار دستگاه رسيده، تنها 900 جايگاه برای سوخت‌رسانی به اين گونه خودروها ايجاد شده‌ است.  حتما بارها مشاهده کرده‌اید که با رسیدن به هر جایگاه سوخت اولين چيزی كه جلب توجه می‌كند، صف طولانی از خودروهايی است كه شايد به 500 تا600 متر می‌رسد و يكي پس از ديگری برای رسيدن به جايگاه انتظار می‌كشند.
این صف طولانی كه شما در پشت جايگاه مشاهده می‌كنيد در طول شبانه روز وجود دارد و تنها از ساعت 1تا 5 صبح كمی از بار ترافيكی اين صف كاسته شده و علت نيز تنها اين است كه در اين ساعات فقط خودروهای تاكسی برای گرفتن سوخت به جايگاه مراجعه می‌كنند. برای اينكه يک خودرو از انتهای صف تا جايگاه برسد تقريبا بايد يک ساعت و نيم وقت صرف كند و در خود جايگاه نيز تقريبا 5 دقيقه معطل می‌ماند تا عمليات سوخت رسانی به اتمام برسد. اما این تنها مشکل جایگاه‌های این نوع سوخت نیست بلکه یكی دیگر از مهم‌ترين مشكلات جايگاه‌ها اين است كه فشار گاز "سی ان جی " در طول شبانه روز يكسان نيست، به گونه‌ای كه در بعضی از ساعت‌ها با افت شديد فشار مواجه می‌شود و اين امر موجب نارضايتی صاحبان خودرو را فراهم می‌كند. بنابراین تا وقتی مسئولين ذی‌ربط اقدام به احداث جايگاه‌های جديد نكنند، اين صف‌ها كماكان در پشت جايگاه های سوخت وجود خواهد داشت. از مشکلات زیرساختی که بگذریم به مشکلات اساسی تری که این سوخت در ماشین‌ها ایجاد می‌کند می‌رسیم و آن این که سوخت "سی ان جی " سوخت خشک محسوب می‌شود و به همين خاطر به مرور زمان به موتور خودرو آسيب زده و موجب می‌شود خودرو زودتر مستهلک شود و یا هنگامی كه خودرو در مسيرهای سربالايی حركت می‌كند خود به خود خاموش می‌شود و يا  در فصل گرما نمی‌توان از وسايل خنک‌كننده درون ماشين استفاده كرد زيرا بر روی سرعت ماشين تاثير منفی می‌گذارد.
بنابراین تجربه اجرای طرح دوگانه سوز در کشور به درسی بزرگ برای خودروسازان تبدیل شد و قاطعانه نشان داد که برای اجرای چنین طرح‌هایی باید بسیار حساب شده‌تر اقدام کرد و یک برنامه ریزی دقیق را در دستور کار قرار داد. با این حال پس از این تجربه تلخ، شاهد ورود خودروهای هیبریدی به کشور هستیم. این در حالی‌ست که همانند طرح خودروهای دوگانه سوز، زیرساخت‌هایی برای این خودروهای جدید در نظر گرفته نشده است. اتوبوس‌ها و خودروهای سبک هیبریدی به علت تبدیل سوخت فسیلی به هیدروژن در جریان احتراق موتور و استفاده از انرژی الکتریکی در کنار انرژی حاصل از سوخت فسیلی، به خودروهای پاک در دنیا مشهور هستند و استفاده از این خودروها سالیان زیادی است که در کشورهای آمریکا، برزیل، اسپانیا، آلمان و ژاپن رواج دارد. هر چه موتور احتراقی کوچک‌تر باشد، مصرف سوخت و آلودگی آن هم کمتر خواهد بود، به همین علت در اتوبوس هیبرید نمونه‌سازی شده، موتور احتراقی 220 کیلوواتی جایگزین موتور 130 کیلوواتی شده است. همچنین این اتوبوس‌ می‌تواند انرژی جنبشی را هنگام ترمز بازیابد. همچنین، توان محرکه و موتور الکتریکی نیز دارد که انرژی تلف شده را در خود ذخیره می‌کند تا در جایی که مورد نیاز است، به کار گیرد. برای مثال زمانی که این اتوبوس در جایگاه توقف می‌کند، موتور احتراقی خاموش می‌شود و از باتری استفاده کرده و به شکل تمام الکتریک کار می‌کند. به همین علت این خودروها از آلودگی و مصرف سوخت کمتری نسبت به دیگر اتوبوس‌های فسیلی برخوردارند. به طوری که 70 درصد کاهش آلایندگی‌ها نتیجه‌ی هیبریدی کردن این اتوبوس هاست و با اجرایی شدن آن به طور متوسط 30 درصد کاهش مصرف سوخت در سیکل حرکتی اتوبوس درون شهری تهران حاصل خواهد شد.
موضوع ورود این خودروها به کلان‌شهرهای آلوده کشور هم از ابتدای دهه 90 مطرح شد و تاکنون بجز دو دستگاه اتوبوس و تعدادی خودروی سواری هیبریدی لوکس، خبری از به کارگیری این خودروها در کشور نبوده است. با این حال سوال اینجاست که خودروهای هیبریدی چه مزیتی دارند و به کارگیری این خودروها در کشور با چه چالش‌هایی همراه است؟ همانطور که مهم‌ترین زیرساخت خودروهای دوگانه سوز وجود جایگاه‌های سوخت کافی است، برای خودروهای هیبریدی نیز باید ایستگاه‌های شارژ کافی در نظر گرفت تا رانندگان برای تامین شارژ خودروی خود دچار مشکل نشوند. البته تاسیس چنین ایستگاه‌هایی نیاز به بودجه‌ای کلان دارد که تامین آن از طرف دولت امری محال به نظر می‌رسد. جدا از ایجاد فضاهایی برای شارژ این خودروها مسئله دیگری را نیز باید در نظر گرفت و آن قیمت بالای چنین خودروهایی است. زیرا عموم مردم شاید توان خرید این خودروها با قیمت بالا را نداشته باشند و برای رفع این مشکل یارانه‌ای باید در نظر گرفت. اگر این روزها خرید چنین خودروهایی در برخی از کشورها با اقبال عمومی مواجه شده است علت آن اختصاص یارانه خرید به مشتریان است. اتفاقی که در ایران به سادگی به وقوع نخواهد پیوست.