چند سالی است که برخی خودروسازان پر‌آوازه‌ی دنیا اقدام به تولید محصولات شاسی‌بلند می‌کنند. پس از جگوار که به کمک دانش لند‌روور توانست ورودی بسیار پر قدرتی به این کلاس داشته باشد، بنتلی با مدل بنتایاگا و رولز‌رویس نیز با مدل کالینان پا به این عرصه گذاشتند. در واقع اقدام این دو خودروساز پاسخی به تقاضای بالا و روز‌افزون اس.یو.وی ها بود. تقاضای خودرو‌های شاسی بلند به حدی رو به رشد است که هم اکنون فروش تویوتا راو۴ از فروش کمری در آمریکا پس از سال‌ها پیشی گرفته است. در پاسخ به این روند بازار اکثر خودرو‌سازان اقدام به گسترش سبد محصولات شاسی‌بلند خود کردند و آن‌هایی هم که هیچ خودرویی در این کلاس نداشتند اقدام به طراحی خودروی شاسی بلند کردند. به جز خودروسانی که به آن‌ها اشاره کردیم فراری و استون مارتین هم در نظر دارند تا در سال جاری میلادی(۲۰۱۹) اولین شاسی بلند‌های خود را رونمایی کنند تا رقابت در شاسی بلند‌های لوکس و اسپرت را بیش از پیش جذاب کنند.

سرانجام فروش به شدت بالا و سرسام آور شاسی‌بلند‌ها و همچنین بهرمند بودن از دانش فنی گروه فولکس‌واگن لامبورگینی را هم مجاب کرد تا خودروی شاسی بلند خود را پس از سال‌ها که از معرفی کانسپت آن می‌گذشت به تولید نهایی برساند. البته لامبورگینی با تولید خودروی شاسی بلند غریبه نبود چرا که یک بار دیگر نیز در سال ۱۹۸۶ اقدام به تولید شاسی بلند کرده بود. لامبورگینی ال‌ام۰۰۲ اولین خودروی قد بلند این خودرو ساز ایتالیایی محسوب می‌شود. این خودروی عجیب غریب از موتور ۱۲ سیلندر لامبورگینی کانتاش استفاده می‌کرد و مانند خودرو‌های پیکاپ یک فضای مخصوص حمل بار نیز داشت.  از ال‌ام۰۰۲ تنها ۳۲۸ دستگاه تولید شد و لامبورگینی تا اوروس هرگز اقدام به ساخت یک شاسی بلند دیگر نکرد.

اوروس، ترکیبی دلچسب یا ملغمه‌ای غیر قابل درک؟

پس از این که در سال ۱۹۹۸ لامبورگینی به یکی از زیر مجموعه‌های فولکس واگن تبدیل شد و تحت نظر آئودی فعالیت دوباره‌ی خود را آغاز کرد جان دوباره‌ای در رگ‌های این گاو خشمگین ایتالیایی دمیده شد. لامبورگینی به تنهایی هم خودروسازی بینهایت جذاب و دوست‌داشتنی بود و در طی سال‌ها مدل‌های افسانه‌ای نظیر میورا را به تولید رسانده بود. نظم و انضباط و البته دانش فنی ژرمن‌‌ها باعث شد که روز به روز نه تنها فروش محصولات لامبورگینی افزایش یابد بلکه کیفیت آن‌ها نیز به طرز قابل توجهی افزایش یابد. به طور مثال دیگر پیش نمی‌آمد که یک قطعه به خصوص در خط تولید گم شود! نتیجه‌ای که از این اتفاقات می‌توانیم بگیریم این است لامبورگینی برای تولید اوروس، اولین شاسی بلند تولید انبوه خود، به هیچ وجه دست تنها نبوده است. می‌توان گفت که حضور بزرگانی همچون آئودی، فولکس‌واگن و بنتلی در کنار لامبورگینی، این خودروساز را از طراحی از نقطه صفر بسیاری از قسمت‌های اوروس بی نیاز کرده است. لامبورگینی اوروس را بر پایه پلتفرم ام‌ال‌بی‌ اوو (MLB EVO) فولکس‌واگن طراحی کرده است. همان پلتفرمی که آئودی کیو۷، پورشه کاین و بنتلی بنتایاگا بر اساس آن تولید شده‌اند. به طور دقیق‌تر ادوات داخلی اوروس به کمک آئودی اس‌کیو‌۷ طراحی شده است، سیستم تعلیق آن به مدد بنتلی بنتایاگا و پیشرانه آن تقریبا همان پیشرانه ۸ سیلندر توربوی پورشه است. سوالی که احتمالا برای شما پیش آمده است این است که آیا تصمیم این چنینی، یعنی تولید خودرویی بر اساس خودرو‌های دیگر، تصمیم درستی برای لامبورگینی بوده است یا خیر؟ در جواب باید بگوییم که اوروس قطعا خودرویی بی نظیر است چرا که ساخت خودرویی با پلتفرم مشترک اتفاقی است که همه روزه در صنعت خودرو میافتد و البته منجر به کاهش قیمت تمام شده‌ی خودرو‌ها می‌شود. لامبورگینی نیز با تغییرات فروانی که در قسمت‌های به عاریت گرفته صورت داده است تمام تلاش خود را کرده است تا اوروس را هر چه بیشتر با یک لامبورگینی اصیل تبدیل کند. این که ایتالیایی‌ها تا چه حد در این کار موفق بوده‌اند را در قسمت قوای فنی بررسی خواهیم کرد اما حداقل در ظاهر و بر روی کاغذ با یک گاو خشمگین تمام عیار طرف هستیم و فقط شاید بتوان گفت که ابعاد بدنه‌ی اوروس کمی ما را یاد دیگر محصولات این پلتفرم میاندازد. 

در کشور خودمان هم خودرو‌های داخلی و وارداتی زیادی وجود دارند که از پلتفرم مشترکی بهره می‌برند. از خودرو‌های وارداتی می‌توان به لکسوس ال‌ایکس ۵۷۰ و تویوتا لند‌کروزر، هیوندای سوناتا و کیا اپتیما، رنو کولئوس و نیسان اکس‌تریل اشاره کرد. راجع‌به پلتفرم‌های مشترک در صنعت خودروی داخلی هم حتما خود شما خواننده‌ی عزیز به خوبی اطلاع دارید. خودرو‌های نظیر پژو ۲۰۶ و ایران‌خودرو رانا و پژو ۲۰۶‌پلاس(۲۰۷)، پژو ۴۰۵ و پژو پارس و سمند و سورن و دنا، سایپا تیبا و ساینا و کوئیک، خودرو‌هایی هستند که بر اساس یک پلتفرم طراحی شده‌اند. در واقع هزینه‌های بسیار بالا و دانش فنی پیچیده‌ای که برای طراحی و ساخت یک پلتفرم جدید نیاز است خودرو‌سازان را مجاب می‌کند که بعضا چندین محصول را در طی سالیان متمادی بر اساس یک پلتفرم به تولید برسانند. البته در کشور عزیزمان به دلیل مشکلات فراوانی که وجود دارد شاهد آن هستیم که در مواقعی از یک پلتفرم برای دهه‌ها استفاده می‌شود. 


طراحی

طراحی داخلی و خارجی همواره نقطه قوت تمام محصولات ایتالیایی بوده است و خودرو‌های ایتالیایی‌ها هم از این قاعده مستثنی نیستند. لامبورگینی از دیرباز توجه ویژه‌ای به جزئیات در طراحی خودرو‌های خود داشته است. شاید بتوان گفت که اروس به نوعی نقطه اوج جزئی نگری لامبورگینی است. از بیرون که به این خودرو نگاه بیاندازیم اولین چیزی که توجه ما را به خودش جلب می‌کند این است که اوروس به اندازه‌ی آونتادور طراحی خشن و پر از خطوط تیز و شکسته ندارد و به نظر می‌رسد که طراحان این گاو خشمگین سعی کرده‌اند تا کمی آن را رام کنند. درست است که طراحی اروس قدری ملایم‌تر از سایر محصولات لامبورگینی است اما این بدان معنی نیست که دیگر این خودرو چهره‌ی تهاجمی ندارد. اوروس کماکان همان اصالت  همیشگی لامبورگینی‌ها را حداقل در ظاهر به خوبی حس کرده است. اگر به جلوی خودرو نگاهی بیاندازیم اول از همه با همان طرح وای(y) شکل در چراغ آن مواجه می‌شویم که به نوعی در سال‌های اخیر به امضای لامبورگینی بدل شده است. اگر کمی نزدیکتر برویم و دقیق به گرافیک چراغ‌های جلو نگاه بیاندازیم با تعدادی وای کوچک دیگر در چراغ آن مواجه می‌شویم. زبان طراحی در چراغ عقب این خودرو نیز به همین منوال است، یک وای بزرگ که در امتداد چراغ چندوجهی آن کشیده شده است و با تعداد زیادی وای کوچک احاطه شده است. در نمای جلویی خودرو به جز چراغ‌های آن ورودی‌های هوای بزرگ آن که با خطوط تیز و خشن احاطه‌ شده‌اند نیز خودنمایی می‌کند. طرح شبکه‌های این ورودی‌های هوای عظیم الجثه به صورت شش ضلعی است، دیگر المانی که در جای جای خودرو مورد استفاده قرار گرفته است. در کل در تمام طراحی این خودرو از دو المان وای و شش ضلعی به وفور استفاده شده است. به نمای جانبی که برسیم چیزی که بیش از همه خودنمایی می‌کند برآمدگی بسیار بزرگ بر روی گلگیر عقب آن است که در نوع خود جالب است. شاید ظاهر این خودرو به جذابیت آونتادور اس‌وی‌جی و یا هوراکان پرفورمانته نباشد اما در کل اوروس یک لامبورگینی اصیل به شمار می‌رود که فقط کمی رام و آرام شده است.

از تفاوت‌های اصلی اوروس با سایر خودرو‌های همین پلتفرم می‌توان به قوس سقف آن اشاره کرد که در قسمت عقب خودرو را کمی تیز تر گرده است و حالت هاچبک گونه‌ای به آن بخشیده است. البته این شیب تند سقف به اسپرت تر نشان دادن ظاهر اوروس کمک شایانی کرده است. با ورود به داخل اوروس چرم‌های دست‌دوز و بسیار با کیفیت ایتالیایی به شما خوش‌آمد می‌گویند. این چرم‌ها که نه تنها بر روی صندلی‌ها بلکه بر روی رودری‌ها نیز قرار دارند به قدری با کیفیت هستند که شما را به یاد خودروهایی مانند رولزرویس فانتوم می‌اندازند. باقی ادوات داخلی اوروس نیز از قطعات پلاستیکی بسیار با کیفیت و قطعات فلزی که به دقت براش خورده‌اند تشکیل شده است. درست مانند طراحی خارجی، طراحی داخلی اوروس نیز پر است از حرف وای و شش ضلعی. بر روی صندلی‌ها، اسپیکر‌ها، داشبورد، پس زمینه سیستم سرگرمی، جدا کننده‌ی محفظه بار و هر جای دیگری که فکرش را بکنید! سیستم سرگرمی و اطلاعات این خودرو تقریبا همان سیستمی است که بر روی آئودی اس‌کیو۷ قرار دارد که البته به خوبی برای این خودرو سفارشی سازی شده است.

مانند تمام آئودی‌های لوکس و جدید این لامبورگینی نیز به جز در قسمت میانی داشبورد  در پشت فرمان خود از یک صفحه نمایش بزرگ بهره می‌برد که تمام اطلاعات ضروری را در اختیار راننده و سرنشینان قرار می‌دهد. در قسمت میانی خودرو بر خلاف آونتادور‌ها با کنسول یک جت جنگنده مواجه نیستیم و اوروس صرفا چند کلید کنترل کننده‌ی حالت‌های مختلف رانندگی در آن قرار داده است که البته از پس وظایفی که باید برمی‌آیند. نکته ی دیگری که باعث سورپرایز شدن شما در این لامبورگینی می‌شود قسمت عقبی آن است.

به واقع لامبورگینی تفاوت چندانی بین سرنشینان جلو و عقب این خودرو قائل نشده است چرا که در قسمت عقب نیز با همان صندلی‌های چرمی فوق‌العاده و دو تبلت جدا شونده در قسمت پشت سری‌های صندلی‌های جلو مواجه هستیم. این تبلت ها که به سادگی از پایه‌های خود که نقش شارژر را نیز ایفا می‌کنند جدا می‌شوند و تقریبا تمام امکانات سرگرمی اروس و اطلاعات آن را در اختیار سرنشینان عقب قرار می‌دهند. حتی شما به کمک این تبلت می‌توانید به وبگردی و یا چک کردن ایمیل‌های خود بپردازید. یک صفحه نمایش کوچک نیز در قسمت عقب به سرنشینان امکان تنظیم دما و فعال کردن گرمکن صندلی‌های عقب را می‌دهد. در کل کابین اروس فوق‌العاده با کیفیت و با جزئیات است. درست است که تفاوت‌های بنیادینی با پرچمدار لامبورگینی یعنی آونتادور دارد اما بدون شک یک کابین کاملا بی نقص است.

قوای فنی

اولین نکته‌ای که راجع‌به پیشرانه‌ی اوروس باید به آن توجه کنیم این است که خبری از پیشرانه‌های ۱۰ یا ۱۲ سیلندر همیشگی لامبورگینی نیست و در عوض برای اولین بار با یک لامبورگینی طرف هستیم که نه تنها ۸ سیلندر است بلکه از دو توربوشارژر هم استفاده می‌کند که بی شک این موضوع برای بسیاری از طرفداران لامبورگینی دلسرد کننده است. لامبورگینی که دیگر پیشرانه ی آن طبیعی تنفس نمی‌کند و تعداد سیلندر‌های آن دو رقمی نیست! این پیشرانه‌ی ۴لیتری وی-۸  در واقع همان موتوری است که بر روی بسیاری از محصولات فولکس‌واگن مانند پورشه پانامرا و کاین، بنتلی کانتیننتال و فلاین اسپر، و آئودی آ۸ و برخی از مدل‌های اس و آر.‌اس قرار دارد و مهندسین لامبورگینی آن را کمی ارتقا داده‌اند تا در نهایت به قدرت ۶۴۲ اسب بخار و ۸۴۹ نیوتون متر گشتاور برسد. شاید یکی از دلایلی که لامبورگینی تصمیم به استفاده از این موتور به جای موتور‌های خودش گرفت این است که خودرو‌های شاسی بلند به گشتاور زیادی احتیاج دارند و فراهم کردن این گشتاور زیاد بدون توربوشارژر کمی سخت به نظر می‌رسد. در هر حال تجربه نشان داده است که این پیشرانه عملکردی بی نقص و ستودنی دارد و این بار هم با توجه به ارتقایی که مهندسین ایتالیایی بر روی آن صورت داده‌اند انتظاری جز این از آن نمی‌رود. اثبات این ادعا هم این است که این موتور به کمک یک جعبه دنده‌ی خودکار هشت سرعته این غول ۲.۲تنی را ظرف تنها ۳.۶ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلو متر در ساعت می‌رساند و نهایت سرعت ۳۰۵ کیلومتر را برای آن به ارمغان می‌آورد. شاید این پیشرانه مانند دیگر موتورهای لامبورگینی هنگام معکوس کشیدن و شتابگیری غرش نکند و بسیار رام شده به نظر برسد، اما بی شک در این خودرو از پس وظیفه ی خود که تبدیل کردن اوروس به سریع‌ترین شاسی بلند جهان است برآمده است. پس می‌توانیم نتیجه بگیریم که حداقل تا امروز ادعای لامبورگینی بر مبنی این که اوروس سریع‌ترین شاسی بلند جهان است درست است. 
به لطف بنتلی بنتایاگا سیستم تعلیق اوروس یک سیستم بسیار قابل اتکا و پیچیده است که قابلت تنظیم ارتفاع آن را برای شرایط مختلف رانندگی به‌ آن می‌دهد. عملکرد این سیستم در شرایط رانندگی مختلف کاملا ستودنی است و همواره عملکردی دقیق  و مناسبی را از خودش نشان می‌دهد.  

کلام آخر

ارورس با استفاده از برند پر آوازه‌ی خود یعنی لامبورگینی و بازاریابی بسیار خوب این برند فروش فوق‌العاده‌ای را علی رغم برچسب قیمتی ۲۰۰هزار دلاری خود تجربه می‌کند. اوروس بی شک یک لامبورگینی اصیل نیست چرا که تنها ۸ سیلندر دارد و آنقدر از خودش سر و صدا تولید نمی‌کند که سرنشینان آن دیگر هیچ صدایی را نشنوند. اما اوروس یک خودوی فوق العاده است که به کمک دانش فنی ژرمن‌ها ساخته  و به مدد قلم‌های هنرمندان ایتالیایی طراحی و تزئین شده است.