من تو یه "رنو مگان" اسپرت جدید نشستم. کنار من یه "سیت لئون کوپرا آر " هست و کنار اون یه "هوندا سیویک" مدل "آر" و کنار اون یه "پژو سیصد وهشتِ جی تی آی" قرار داره که اونطرفش یه "هیوندا آی ترتی اِن " هست. همه این ماشین ها دستی و چهار چرخ محرک هستن. بریم ببینیم چی میشه...


من شروع میکنم؛ آرره... ولی الان "سیویک" مدل " آر"داره از من جلو میزنه،
خیلی سریعه. "کوپرا" هم خیلی سریعه. 
خب دقیقا چی شد؟ "سیویک" اوایل مسابقه اول بود، اما "لئون" گرفتش و هر دو در ثانیه چهارده از خط عبور کردن؛ "سیویک" یه کوچولو جلوتر بود.
 بعدی " آی ترتی اِن" بود که در ثانیه "چهارده و هفت دهم" از خط عبور کرد و تونست رنویی که بهترین شروع رو داشت و در ثانیه "چهارده و نه دهم" از خط گذشت رو بگیره.
آخرین هم پژو بود که "پانزده و چهار دهم" ثانیه وقت لازم داشت.  
قبل از اینکه راننده اش رو سرزنش کنید باید بدونید که اون یه راننده مسابقه اییه. مشکل از موتور "سیصدو هشت" بود که نتونست سریع به خط پایان برسه؛ درست مثل موتور "دویست و هشتِ جی تی آی" که قبلا باهاش درگ کردیم. آیا پژو در چالش بعدی میتونه بهتر عمل کنه؟ 
حالا میخوایم رولینگ بریم. دنده رو سه گذاشتم و سرعتم 80 تاست. بزارین باهاشون هماهنگ کنم. 
در آخر، این "لئون"  بود که از همه جلو تر بود و "سیویک" خیلی نزدیک دنبالش میکرد. "سیصد و هشت" و "آی ترتی اِن" و "مگان" به ترتیب آخر شدن. اما تو چالش آخر چه اتفاقی میوفته؟
 حالا میخوام با سرعت 112 کیلومتر بر ساعت امتحان کنیم. وقتی به خط سفید رسیدیم، ترمز اضطراری میکنیم تا ببینیم کدوم ماشین در فاصله کمتری متوقف میشه. من میگم که پژو خیلی خوب باید عمل کنه چون از همه سبک تره .
خیلی جالبه! واضحه که رقابت بین اون سه تا ماشینه و من میخوام ببینم چه اتفاقی افتاده.
 "سیویک" اینقدر فاصله داره ......و پژو و هیوندا تقریبا کنار هم هستن. 
هیوندا منو تحت تاثیر قرار داد، چون 200 کیلو از پژو سنگین تره و ترمز های ساده ایی داره؛ پژو ترمزاش عالی اَن. رنو و "سیویک" هم ترمزِ "برمبو " دارن؛ برنده تست ترمز، "سیویک" مدل "آره".
در کل،  "سیویک""مدل " آر" دو تا  از سه مسابقه رو برنده شد. روی کاغذ هم اون برنده‌ست، چون موتور 2 لیتری توربو داره که 306 اسب بخار و 400 نیوتن متر گشتاور تولید میکنه. اما اون به ارزونی مدل "جی تی" نیست که "سی و سه هزار و پونصد" پوند قیمت داره. 
"هوندا سیویکِ" مدل " آر" همیشه یا اول یا خیلی نزدیک به اولْ تو ماشینای "هاچ بک" بوده؛ این هم استثنا نیست و یه ماشین فوق العادست. مدل قدیمیش تو مسابقه عالی بود، این یکی هم عالیه؛ تو جاده بینظیره و مثل مدل قبلی میتونید باهاش تو جاده پرواز کنین و از روی مانع ها بپرین و به خوبی فرود بیاین و تعادلتون رو هم حفظ کنین.
 دیفرانسیل های جلو با هم هماهنگن و باعث میشن نیرو حفظ بشه. خیلی خیلی خوبه.
 شما به این دیفرانسیل نیاز دارین، چون این موتور خیلی خیلی نیرومنده. یکم رو شن و خاک کند میشه و اون سرعت رو نداره، ولی هنوز یه موتور خیلی خیلی سریعه.  فرمونش خیلی تیز ودقیقه و عالیه. گیربکسشم خیلی خوبه. ترمزش هم به همون خوبیه.  اگه خواستید آروم برید، ماشین رو روی حالت کامفورت بذارید؛ بر خلاف "سیویک" مدل "آرِ" قبلی به طور بینظیری راحت میشه؛ مثل یه "سیویک"  معمولی میشه. میتونید با این ماشین هر روز رانندگی کنین و آخر هفته ها هم باهاش مسابقه بدین.
من از طراحی داخلشم که یه جاهاییش قرمزه خوشم میاد. صندلی های اسپرتش شما رو سفت نگه میدارن. موقعیت راننده هم خیلی فوق العادست. یکی از چیزی هایی که من خیلی باهاش حال نکردم، سیستم اطلاعاتیش بود که مزخرفه. طراحی خارجیش هم یه کم سوال برانگیزه. صدای بوقشم مسخره ست. به غیر از اینا ماشین فوق العادییه. 
رتبه دوم این تست ها رو "سیت لئون کوپرا آر" کسب کرد. جای تعجبی نیست، چون چیزای فوق العاده ای داره . موتور 2 لیتری توربوش، 310 اسب بخار داره و 380 نیتون متر گشتاور تولید میکنه. تولید این ماشین محدود بوده و "سی و پنج هزار" پوند قیمت داره.
ویژگی برجسته این ماشین موتورشه، چون خیلیییی سریعه. به محض اینکه پاتون رو فشار بدین میره. خیلی قویه!  باید بگم که خیلی خوب عمل میکنه و کنترل میشه. فرمونش خیلی تیز نیست، اما دقیقا ماشین رو همونجایی میبره که میخوایین. وقتی ماشین رو روی حالت کامفورت میذارین، خیلی راحت از روی موانع رد میشه، که برای این مدل ماشین خیلی تاثیر گذاره. اگه روی حالت "کوپرا "بذارید همه چیز رو تیز میکنه و ماشین رو پایین میاره و تو پیچها با کشش خیلی خوبی عبور میکنه؛ هیچ اشتباهی نمیکنه و در گروه "فولکس واگن" های معمولی جای خوبی داره. به نظرم رانندگی باهاش خیلی لذت بخش نیست؛ یه کمی مسخره‌ست، چون شعار این ماشین "احساس لذته"؛ من که خیلی لذت نمیبرم. میدونید حتی اگه قرار باشه گواهی نامم رو به خطر بندازم، دلم میخواد هیجان بیشتری رو با این ماشین تجربه کنم، اما نمیشه.
قطعا رنو "مگاِن" اسپرت، جذابیت های دیداری بیشتری از "سیت" داره. بی شک زیباترین ماشینِ اینجاست. با یه موتور "یک و هشت دهم" لیتری توربو نیرو میگیره و 280 اسب بخار و 390 نیوتن متر گشتاورد داره؛ قیمتش از "بیست ونه هزار" پوند برای این مدل شروع میشه.
این ماشین خیلی چیزا داره. مدل اسپرت قبلی یه ماشین باحال برای روندن بود. باید بگم که این مدلِ به خصوص، مدل" کاپه"، برای همین شاسی های "کاپ" و دیفرانسیل "لیمیتد اِسلیپ " رو داره که در گوشه ها کشش عالی ایجاد میکنه. در حقیقت همه ماشین های این تست، دیفرانسیل " لیمیتد اِسلیپ" رو دارن که چیز به درد بخوریه. با این شاسی ها ،تعلیق پایین تر و خشک تری رو میگیرین و وقتی به صورت عادی رانندگی میکنین، متوجهش میشین که خیلی تکون میخوره و حس میکنید که همه بدنتون تکون میخوره که خوب نیست. اما هرچه تند تر برید بهتر میشه؛ انگار وقتی سریع میرید تازه درست کار میکنه. این ماشین با چرخ های عقب هم حرکت میکنه، که در این رده خیلی خاصه. وقتی بار اول میپیچید عجیب به نظر میاد و حس میکنید به لبه ها داره میره، اما بعدش تعادل پیدا میکنه و من خیلی باهاش حال کردم. موتورش متوسطه؛ دیدید که توی درگ چجوری عمل کرد و خیلی سریع نبود. دنده اَش خیلی کوتاه و گیج کننده‌ست و برای تعویض های سریع خوب نیست. بزرگ ترین مشکلش فرمون پذیریشه؛ فرمونش خیلی گنده‌ست و فکر کنم برای خانم ها نگه داشتنش سخت باشه؛ اما بزرگترین مشکل اینه که نمیتونید بفهمید چرخ های جلو دارن چیکار میکنن. یه کار خوبی که کردن اینه که یه علامت اینجا گذاشتن که متوجه شید ماشین کجا میره.
خیلی باحال نیست؛ سورپرایز شدم و نا امیدم کرد؛ تقریبا مثل "سیت" میمونه. عجیبه، چون من این حرف رو درباره رنو مگان قبلی نگفتم. 
اما آیا اون یکی ماشین فرانسوی بهتر عمل میکنه؟ 
"پژو جی تی آی سیصد و هشتِ" بیست و نه هزار پوندی، کوچیک ترین ماشین اینجاست. کوچکترین موتور رو هم داره؛ "یک و شش دهمِ" لیتری توربوئه و 272 اسب بخار و 330 گشتاور تولید میکنه.
 مثل رنو، پژو هم داستانی طولانی داره و هاچ بکهای بینظیری رو تولید میکنه. خب این ماشین چجوریه؟ از یه چیز بد کوچیک شروع کنم که موتورشه؛ "یک و شش دهمِ" لیتریه؛ در واقع خیلی خوب عمل میکنه، ولی تاخیر بیشتری داره، ولی وقتی بیفته رو دور نیرومند میشه؛ خیلی هم سبکه برای همین خیلی چابکه. چیزی که یه کم عجیبه، موقعیت رانندگیه؛ یه فرمون کوچیک دارین که پشتش نمایشگرها رو گذاشتن. باید بگم که در سرعت های پایین خیلی خوب عمل میکنه و از روی دست انداز ها به خوبی رد میشه. وقتی دنده رو توی یه جاده ناصاف عوض میکنین، تا یه جایی خوب عمل میکنه، ولی بعد شروع میکنه به تکون خوردن، انگار نمیتونه حرکت های بدنش رو کنترل کنه و میلرزه؛ مثل اینه که با یه عده آدم حرفه ایی بری اسکی و سریع تر از چیزی که باید حرکت کنی؛ آخرش هم بیفتی و تا پایین غلت بخوری و مجبور باشی برگردی بالا.
میشه گفت هیوندا برای رسیدن به بازار هاچ بکها، باید از یه کوه بالا بره. کار خوبی که "آی تِرتی" کرده اینه که زمینه رقابت رو ایجاد کرده. یه موتور 2 لیتری توربو داره که 275 اسب بخار و 378 نیوتن متر گشتاور داره و قیمتش از "بیست و هشت" هزار پوند شروع میشه.
 با اینکه سال هاست که هاچ بک تولید میشه، این اولین هاچ بکِ تولید هیوندا بوده. چرا معطلین؟ این یه ماشین عالیه. نباید خیلی تعجب کنم
چون کسی که طراح این بوده، قبلا تو "بی ام دبلیو" مشغول بکار بوده و میدونه چه جوری ماشینی بسازه که سواریش باحال باشه و این ماشین دقیقا همونه. شما میتونید تمام پارامترهای ماشینو بطور منحصر بفردی تنظیم کنید، دقیقا همونطوری که دلتون میخواد. من تقریبا همه چیو تو حالت اسپرت گذاشتم، بجز تعلیقشو. اگه تعلیقو تو حالت سفت قرار بدید، این ماشین تو جاده ها مثل توپ گلف بالا پایین میخوره؛ 
با این حال اگه رو حالت کامفورت بذاریدش خوب عمل میکنه و برای سواری روزمره مناسبه. وقتی پاتونو میذارید رو گاز، برعکس پژو که جنبشی از خودش نشون نمیده، شناوری بیشتری داره؛ بدنه اَش تکون میخوره، اما مشکلی نیست چون انگار به جاده چسبیده و تحت کنترلتونه؛ حس میکنید بخشی از ماشین دورتون میچرخه، این همون چیزیه که تو تمام هاچ بک های خوب اتفاق می افته. استفاده از تمام کنترل ها حس خوبی بهتون میده. در مورد فرمون پذیریش، اولش بی حس و حاله، اما میفهمید که چرخای جلو دارن چیکار میکنن. تعویض دنده ها خوب انجام میشه، ترمزها عملکرد خوبی دارن، موتورشم..... خووبه، اما اگه تاخیر عملکردش رو با "سیت لئون" مقایسه نکنیم. صدای اگزوزش این موضوعو جبران میکنه.
صدای باحالی داره. مثل ماشینای رالی.. عاشقشم.. عاشق این ماشینم. آفرین بهت هیوندا.
خب حالا نظر نهائی من چیه. خب جایگاه پنجم مربوط به پژوئه؛ میدونید ماشین خوبیه اما به نسبت هاچبک های روز کلاس پایین تری داره. جایگاه چهارم رو رنو کسب کرد؛ توانایی خیلی خیلی بالایی داره اما فاکتور باحال بودنو میتونم بگم نداره که عجیبه. این رو میشه به جایگاه سوممون، یعنی "سیت لئون کوپرا آر" هم نسبت داد؛ با این حال، توانایی بیشتری نسبت به رنو داره و بهترین موتور بین اینا داره، ولی متاسفانه قیمتش بالاست. جایگاه دوم مربوط به " هیوندا آی ترتی اِنه"؛ میدونید از لحاظ قیمتی به صرفه است و سواریشم باحاله، عاشقشم اما به اندازه ماشین اولمون یعنی "هوندا سیویکِ" مدل "آر" باحال نیست؛
از یه طرف سلاح جاده‌ست و خیلی دقیقه، واز طرفی با فشار یه دکمه به راحتی به یه ماشین خونوادگی تبدیل میشه. پس بله.. این بهترین هاچبک دیفرانسیل جلوی همه کاره‌ست.