در بخشی که میخوابیم یه سایه‌بون داریم. پناهگاهی برای بارون و باد و آفتاب. طبق پیشبینی هواشناسی 11 شب بارون میاد. پس سایه‌بون رو از قبل باز کردم. حالا چادرخواب رو میخوام نشونتون بدم ...  یه چادرخواب یکنفره. یه چادرخواب با محفظه سر و دسته. خیلی دِنج و جاداره. کیسه خواب هم میتونه توش جا بگیره. زیر انداز هم دارم. گرچه زیرانداز باکیفیتی نیست. ولی بزودی یه زیرانداز هلیکوپتری میخرم . اگر توی گوگل بنویسین هلی‌کوپتر مَت متوجه میشین چی میگم. حالا میرسیم به اینجا. یه تبر به دردبخور دارم. مسلماً برای خرد کردن هیزم استفاده میکنیم. ولی اینجا نیاز نمیشه. چون چوبهای ریز موجوده. اسم این مکان مورچیسون هَوس(Murchison house) هستش.
جایی در غرب کشور استرالیاست. همیشه تبرم رو اینجوری دم دست میذارم. نه از ترس قاتل سریالی که بخواد بیاد سراغم و منو بکشه. ولی همیشه عادتمه که اینطوری میذارمش.
حالا میرسیم به کاناپه. این سیستم روشنایی کاناپه ماشینمه. الان زیاد تاریک نیست. ولی میدونین منظورم چیه ... اینم یخچال برای غذاها و نوشیدنی‌هام. چیز زیادی توش نیست. چون آخرین شبی که اینجاییم.
اینم دوتا صندوق غذا بزرگ و اصلی برای غذاهای خشکم. جوری گذاشتم تا دم دستم باشن. اسپری حشره‌کش، کرم ضدآفتاب، همه‌ی لوازم مهم. اینجا کلی وسیله دارم که نیازی به معرفیشون نیست. بغیر از این کپسول آتشنشانی که خیلی مهمه. بیل برای ریکاوری یا جلوگیری از گسترش آتیش. اینم میز آشپزی. پدرم برایان از توی جیپ و برخی از دوستاش روی این میز آشپزی کردن. قبلاً یه برنامه از اون سفر داشتیم!! معمولاً از باربیکیوی خودم استفاده میکنم. عاشق اون دستگاهم و خیلی از غذاهامو روی اون درست میکنم. ولی وقتی اون همرام نباشه یه ظرفی توی این صندوق دارم که روی اجاق غذا ذرست میکنم. با یه کپسول گاز پروپان کار میکنه. معمولاً نودِل درست میکنم یا برای قهوه آب جوش میارم.
صحبت ازخوراکی شد. اینجارو نگاه. فنجون قهوه همیشه اینجا آویزونه. چنگال و قاشق هم همینطور. یکی از بهترین کیتهای مواد غذایی که اینجا آویزونه و دسترسی بهش آسونه. درضمن یه چاقوی خوب. هیچی بهتر از یه چاقوی خوب نیست. من از وقتی سرباز بودم این چاقو رو دارم. یه چاقوی دَنیسِل هست. چاقوی ارتشیه. خیلی تیزه. خیلی هم بادوامه. گرچه قلاف مال خودش نیست و جدا خریدمش. اما چاقو مدتهاست با منه. عاشقشم. چراغقوه هم ضروریه. این یه چراغقوه کُلمن با بیش از 700 لومِن روشنایی. زیاد برد نداره. ولی 700 لومِن روشنایی داره و پرتوش خیلی پخش و خوبه. درضمن یه چراغ پیشانی ضد آب هم دارم. پس اگر زیر بارون  یا توی دریاچه باشم کار می¬کنه.  چراغ پیشانی هست. روی پیشانی قرار می¬گیره.
درضمن یه چراغ فانوسی هم دارم. ال.ای.دی هستش.!
آتشدان. امروز از آتشدان بلند استفاده میکنیم. چون این زیر کلی برگ خشک ریخته و دلمون نمیخواست کل درختها آتیش بگیرن. قبلاً درمورد این آتشدان برفی توضیح دادم. یه برنامه دربارش داریم.
و صندلی من. صندلی تاشوی شخصیم. کاملاً تا میشه. قبلاً صندلیم مثل مال این آقایون بود. دِیو و توربِن. ولی دلیل اینکه الان ندارمش اینه که شکست. چون توی شن و خاک نرم چندان خوب جمع نمیشد. ولی به نحوه ای باهاش کار میکنین بستگی داره اینم یه ترفند خوب. دستکشهای جوشکاری. یکی از بهترین چیزها برای رفتن به کمپ و آتیش کردن.
چون میتونین اشیاء داغ رو با دستکش جوشکاری بگیرین و جابجا کنین و دستاتون هم کثیف نمیشه.