خیلی سخته که امروز شهر بزرگی در آمریکا پیدا کنیم که از وسطش بزرگراهی نگذشته باشه. ولی بزرگراه موجب حذف پروژه‌ها میشه; مثل این, بزرگراه بوستون که نشون داد بزرگراه‌های پس از جنگ جهانی دوم در امریکا چقدر مشکل ساز شدن. 
این اتوبان‌های بزرگ تأثیر بسزایی بر شکوفایی اقتصاد کل کشور گذاشتن. 
حرفش قطعاً درست بود. بزرگراه‌ها انقلابی در صنعت حمل‌ونقل اِمریکا ایجاد کردن, ولی باعث شدند توی شهر، ساختمانهای زیادی ازبین برن, محله ها از هم جدا شن و مالیات دهنده های ثروتمند از شهرهای بزرگ فرار کنن، همچنین ترافیک و نویز و آلودگی هوا ایجاد بشه. مردم زندگی شهری رو با ماشین تعریف کردن. امروزه 85 درصد از اِمریکایی‌ها با ماشین شخصی به محل کارشون میرن. پس چرا امریکا اتوبان‌هایی ساخته که برای شهرهاش مضر هستند؟ 
این سوال خیلی جالبیه. بخشی از پاسخش به دهه 30 میلادی برمیگرده. جایی که گروهی از خودروسازان برتر، مثل جنرال موتورز - تریپِل اِی – انجمنی به نامِ:  "انجمن ملی کاربران بزرگراه" تشکیل دادن و دنبال لابی‌گری برای تأمین بودجه‌ی ساخت اتوبان‌ها بودن. جنرال موتورز طرح یک بزرگراه پیشرفته رو داد و در سال 1939 میلادی با مدلهای فیوچِراما و غیره، تلاش در ساخت مسیرهای بزرگ بین شهرها داشتن. این طرح پذیرای ماشینهای بیشتر و درنتیجه ازدحام کمتری بود. در سال 1955  انجمن ارتباط ایالتها، کتابی با عنوان کتاب زرد منتشر کرد. "کتاب بزرگراه‌های بین‌ایالتی" که تمام بزرگراه‌های کشور رو نشون میداد و بعنوان بخشی از قانون فدرال بزرگراه‌ها در سال 1956 به امضای آیزِن‌هاوِر رسید که بودجه‌ی سیستم بزرگراه‌های ملی تأمین بشه. 
بخشی از این طرح منطقی بود. چونکه بیشتر شهرهای بزرگ اایالات متحده‌ی ِمریکا رو بهم وصل میکرد ولی این جالب بود که بزرگراه‌ها کم‌کم به خیلی از این شهرهای بزرگ راه پیدا کردن; مثل نیویورک, واشینگتُن دی.سی, سَن‌فرانسیسکو, فیلادِلفیا, میامی و آتلانتا. بزرگراه‌های بزرگی از وسط شهر رد میشدن و نیازمند این بودن که ساختمانها و خونه‌های زیادی تخریب بشن. 
یکی از دلایلش این بود که این طرح، توسط مدیران شرکتهای خودروسازی ارائه شده بود, نه طراحان شهرسازی.  امروزه به مسئله حفظ یکپارچگی محله ها ودست نخورده نگه داشتن شهرها اهمیت زیادی داده میشه, چیزی که اصلا در دهه 40 و50 بهش توجه نمیشد. زمانی که در مورد اتصال شهرها به وسیله اتوبان ها صحبت میشد طبیعی بود که صحبت به مراکز شهرهای بزگ هم کشیده بشه. شهرداری های محلی بسیار مشتاق بودن که براساس این طرح  همه‌جا بزرگراه ساخته بشه. چون 90 درصد از بودجه‌ی ساخت رو دولت فِدِرال پرداخت میکرد و بقیه‌ی 10 درصد هم ایالات با هم پرداخت میکردن. 
اینم نکته‌ی منفی این طرح بود که بزرگراه‌ها به شهرها راه پیدا کردن.
بزرگراه‌ها نه‌تنها مسیر مردم از حاشیه شهر رو به مرکز شهر هموار میکنن، بلکه از تخریب و راه‌سازی‌های درون‌شهری جلوگیری میکنن. 
در اون دوره، سیاستهای دولت فدرال و عاملین ارائه‌ی طرح، بیشتر بر ساکنین آفریقایی-اِمریکایی تأثیر گذار شد و حاشیه‌ی شهرها در آستانه‌ی نوسازی قرار گرفت. ولی ابتدا تخریب بناهای قدیمی مستلزم نوسازی بود. 
محلات و خودروهای شهری نادیده گرفته شدند تا جاده‌های بزرگی برای اتومبیلها ایجاد بشه. 
مثلاً محلاتی مثل "بلک باتم" یا "پارادایس وَلی" در شهر دیترویت. 
در دهه‌ی 30 و 40 میلادی این شهرها متراکم و پرجمعیت بودن و صدها هزار ساکن و شغل داشتن . اما اگر به امروز نگاه کنیم، بیشترشون زمینهای خالی و چمنی هستن. این یه اتفاق تصادفی نبود, بلکه به الگویی برای شهرهای کشور تبدیل شد. ساکنین فقیر و در اقلیت, خونه‌هاشون رو برای ساخت بزرگراه‌ها میفروختن و جامعه‌ی سفیدپوستان از اون بزرگراه‌ها برای توسعه‌ی بیزینس و شغلهاشون استفاده میکردن تا شب راحت به خونه برگردن.
تنها استثنا در این طرح، مسیرهایی بود که بزرگراه‌ها قرار بود از اونجا عبور کنند.
اونا بزرگراه رو تا شمالِ واشیگتُن دی.سی و حتی گرینیچ ویلِج در مَنهَتن نیویورک هم بُردن. ولی خودتون حدس میزنین که اونجا چه اتفاقی افتاد. 
هرجایی که بزرگراه ساخته میشد، ساکنین تظاهرات میکردن و معمولاً موفق میشدن از ساختشون جلوگیری کنن. همون ساکنینی که دل خوشی از دولت نداشتن و از تخریب محلاتشون که داره تبدیل به بزرگراه میشه ناراضی بودن.
آیزِن‌هاور حتی قبل از امضای پروژه‌ی بزرگراه‌ها در سال 1956، خودش شخصاً از طرفداران این پروژه بود و با تجربیاتی که در جنگ جهانی دوم در آلمان کسب کرد به این نتیجه رسید که داشتن یه سیستم حمل‌ونقل خوب و بزرگراه‌ها نه‌تنها برای انتقال مردم و لوازم بلکه تجهیزات نظامی هم فکر خوبیه. مثلا در سال 1919 سفری از واشینگتُن دی.سی تا سَنفرانسیسکوِ کالیفرنیا، 62 روز طول میکشید اما امروز حدود 42 ساعت طول میکشه. بخشیش بخاطر سرعت کم ماشینهای اون موقع ست و بخشیش هم به جاده‌های اون موقع مربوطه. 
اونجا بود که فهمید 62 روز خیلی طولانیه و باید راهی پیدا کنه که از کشور دفاع کنه. اینطور بود که بشدت طرفدار بزرگراه‌‎ها شد.